تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
( 1 ) چه كسى با اين قرائت قرآن را به تو تعليم داده است او خواهد گفت فلان كس . بديهى است كه آن شخص بر تو هيچ بيش و كمى از قرآن را تعليم نداده است و همان خواندن قرآن پيش قارى بدون اينكه از استاد او شنيده باشى تو را بسنده است كه قرآن خواهد بود . اينك با آنكه قرآن بسيار مهمتر از حديث است آن را مىپذيرى و بسنده مىكنى و در بارهء حديث ترديد روا مىدارى كه بسنده نيست . گويد مطرف بن عبد الله ما را گفت كه * حدود بيست سال با مالك بن انس همنشينى داشتم و هيچ كس را نديدم كه مالك كتابهايش يعنى موطّا را بر او بخواند . گويد محمد بن عمر واقدى ما را گفت كه از مالك بن انس شنيدم كه مىگفت * جاى شگفتى است كه كسى كه بخواهد محدث و راوى حديث را روياروى و از دهان خود براى او بگويد . او غافل است كه خود آن محدث هم حديث را از راه عرضه داشتن به خبرگان فرا گرفته است . چگونه ممكن است كه اين كار براى محدث روا باشد و براى مستمع روا نباشد كه حديث را بر او عرضه دارد همان گونه كه محدث هم به همين روش آموخته است . گويد محمد بن عمر واقدى ما را گفت كه * از مالك بن انس و عبد الله بن عمر عمرى و عبد الرحمان بن ابى الزناد و عبد الحكيم بن عبد الله بن ابى فروة و ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة پرسيدم كه آيا تفاوتى ميان خواندن حديث بر محدث و بيان شفاهى محدث وجود دارد ؟ همگان گفتند : يكسان است و دانش شهر ما همين گونه است . گويد مطرف بن عبد الله ما را گفت كه * مردى به مالك گفت : آيا صد هزار حديث شنيده‌اى ؟ مالك با شگفتى گفت : صد هزار حديث ! گويى تو جمع كننده هيمه در شبى و هيمه جمع مىكنى . آن مرد پرسيد هيمه چيست ؟ مالك گفت : خاربن‌هايى كه آدمى در تاريكى شب از زمين بيرون كشد چه بسا كه نادانسته همراه آن افعى بگيرد و افعى او را بگزد . گويد اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس ما را گفت كه * از مالك بن انس در بارهء ايمان پرسيده شد كه آيا فزونى و كاستى مىپذيرد . گفت : آرى فزونى مىپذيرد و اين موضوع در كتاب خدا آمده است [ 1 ] . پرسيدند اى ابا عبد الله كاستى چگونه ؟ گفت : هرگز نمىخواهم به آن برسم ، يا نمىخواهم آن را ابلاغ كنم .
هامش
[ 1 ] . به عنوان مثال به آيه 173 سوره سوم - آل عمران - و به آيه 22 سوره سى و سوم - احزاب - مراجعه كنيد .