تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
( 1 ) برايم نقل كرد و گفت * در خواب ديدم مرقد مطهر پيامبر ( ص ) گشوده شد و رسول خدا در آن نشسته بود و مردم پراكنده بودند . ناگاه فرياد زننده‌اى فرياد برداشت مالك بن انس كجاست ؟ مالك را ديدم جلو آمد و به محضر پيامبر ( ص ) رسيد و آن حضرت چيزى به او دادند و فرمودند : اين را ميان مردم بخش كن ، مالك آن را آورد و ميان مردم بخش كرد و متوجه شدم مشكى ناب به مردم مىدهد . مطرف بن عبد الله ما را خبر داد و گفت مردى از ياران ما گفت * در خواب چنان ديدم كه مردى از من پرسيد مالك بن انس در اين مسأله چه مىگويد ؟ گفتم : نمىدانم ، ولى كمتر اتفاق مىافتد كه چون از او مسأله‌اى بپرسند پيش از پاسخ ما شاء الله نگويد . گفت : اگر ما شاء الله را در كارى باريك‌تر از مو بگويد از بركت اين كلمه به پاسخ صحيح رهنمون مىشود . گويد مطرف بن عبد الله ما را خبر داد و گفت * مالك بن انس هر گاه مىخواست به خانهء خويش برود همين كه پايش را درون خانه‌اش مىنهاد اين كلمات را مىگفت : « ما شاء الله لا قوة الا بالله » « هر چه خداى خواهد و نيرويى جز به يارى خداى نيست » . او را گفتند : چگونه است كه چون مىخواهى به خانهء خويش در آيى اين سخن را مىگويى ؟ گفت : از آن روى كه شنيده‌ام خداوند در كتاب خويش فرموده است :
« وَ لَوْ لا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ »
« چرا هنگامى كه به تاكستان خويش در آمدى نگفتى هر چه خداى خواهد و نيرو و توانى جز به يارى خدا نيست » [ 1 ] و تاكستان او خانه‌اش بود . گويد اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس ما را گفت كه * از مالك بن انس در بارهء چگونگى احاديث او پرسيدند كه آيا همه آنها را خود از راويان شنيده است ؟ گفت : بخشى از آن به روش شنيدن است و بخشى به عرضه داشتن به خبرگان و در نظر ما عرضه داشتن كم ارزش‌تر از شنيدن نيست . گويد مطرف بن عبد الله ما را خبر داد و گفت * خود حاضرم بودم و شنيدم مالك بن انس با كسى كه در بارهء عرضه داشتن حديث با او ستيز مىكرد و مىگفت : فقط حديثى درست است كه روياروى و از دهان راوى شنيده شود ، به تندى ايستادگى كرد و به آن شخص پاسخ داد و بدين گونه دليل آورد كه اگر قرآن را پيش قارى بخوانى و به او بگويى
هامش
[ 1 ] . بخشى از آيه 39 سوره هيجدهم - كهف .