( 1 ) الآخره سال يكصد و چهل و پنج بر مدينه پيروز شد . چون اين خبر به ما كه جوانان مدينه بوديم رسيد از مدينه بيرون آمديم و من در آن هنگام پانزده ساله بودم . و چون پيش او رسيديم كنار نخلستانها و سكوهاى آن جا بود . مردم پيش او گرد آمده بودند و بر او مىنگريستند و هيچ كس را از رفتن پيش او باز نمىداشتند . من هم نزديك رفتم و او را ديدم و با دقت بر او نگريستم . سوار بر اسب بود . قباى سپيد آكنده از پنبه پوشيده بود و عمامهء سپيد بر سر داشت ، مردى سيهچرده بود و نشان آبله بر چهره داشت . او گروهى را به مكه گسيل داشت و آن شهر را براى او تصرف كردند . برادرش ابراهيم بن عبد الله را به بصره گسيل داشت كه آن شهر را گشود و بر آن پيروز شد . آنان همراه او جامهء سپيد پوشيدند [ 1 ] چون اين خبر به ابو جعفر منصور رسيد به بيم افتاد و كمر بر جنگ با او بست . منصور ، عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس را به نبرد محمد بن عبد الله به مدينه گسيل داشت و محمد پسر ابو العباس سفاح و گروهى از سرهنگان و سپاهيان خراسانى را همراه او ساخت . حميد بن قحطبه طايى فرماندهى مقدمهء لشكر را بر عهده داشت . منصور لشكر را به اسب و قاطر و سلاح و خوار و بار مجهز ساخت و از هيچ كارى فروگذارى نكرد . عيسى بن موسى بن ابى الكرام جعفرى را كه از ياران منصور و شيفتگان عباسيان بود نيز به مدينه گسيل داشت و به او اعتماد كرد .
عيسى بن موسى بن محمد با همراهان خود حركت كرد و كنار مدينه فرود آمد .
محمد بن عبد الله و همراهانش به جنگ او رفتند و چند روزى نبردهاى سنگين كردند . تنى چند از قبيلهء جهينه كه به بنى شجاع معروف بودند سخت پايدارى كردند و بسيار كار آمد بودند و همگان كشته شدند . ابن خضير كه مردى از فرزندزادگان ابن زبير بود همراه محمد بن عبد الله بيرون آمده بود . به روزى كه محمد بن عبد الله كشته شد ، ابن خضير چون ميان ياران محمد بن عبد الله سستى و شكست را ديد كه شمشير آنان را نابود ساخته بود از محمد اجازه خواست به مدينه برود . محمد كه نمىدانست او چه كارى انجام خواهد داد به او اجازه داد . ابن خضير به مدينه رفت و رباح بن عثمان بن حيان مرّى و پسرش را سر بريد و بازگشت و محمد را آگاه ساخت و سپس روى به نبرد آورد و چندان جنگ كرد كه كشته شد . لشكريان بسيارى محمد را فرو گرفتند و چندان در جنگ پايدارى كردند كه محمد بن
هامش
[ 1 ] . ملاحظه مىفرماييد كه چون جامه و شعار عباسيان سياه بوده است اينان سپيد پوشيدهاند و به نظر مىرسد كه سپيدپوشى نمودار ستيز با عباسيان بوده است .