تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
( 1 ) مطلب بن اسد بن عبد العزى بن قصى است . محمد بن عبد الله اين فرزندان را آورده است : عبد الله كه در سرزمين كشمير كشته شده و او را هشام بن عروة در ميدان جنگ كشته است ، على كه در مصر گرفتار آمد و در زندان درگذشت ، حسن كه در واقعه فخ اعدام شد ، موسى بن عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس او را اعدام كرده است ، فاطمه كه پسر عمويش حسن بن ابراهيم بن عبد الله بن حسن او را به همسرى گرفت . زينب كه او را محمد پسر ابو العباس سفاح به همسرى گرفت و در همان شب قيام پدرش در مدينه با او عروسى كرد . محمد پسر سفاح همراه عيسى بن موسى بود . محمد بدون آنكه زينب را پيش خود بياورد درگذشت و سپس عيسى بن على بن عبد الله بن عباس او را به همسرى گرفت و سپس از او جدا شد و محمد بن ابراهيم بن محمد بن على بن عبد الله بن عباس او را به همسرى گرفت . زينب براى او دخترى آورد كه در كودكى درگذشت و محمد بن ابراهيم از زينب جدا شد و پس از او ابراهيم بن ابراهيم بن حسن بن زيد بن حسن بن على او را به همسرى گرفت . مادر اين فرزندان محمد بن عبد الله امّ سلمة دختر محمد بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب است . پسر ديگرى به نام طاهر داشته است كه مادرش فاخته دختر فليح بن محمد بن منذر بن زبير بن عوّام بن خويلد بوده است . پسرى ديگر به نام ابراهيم كه مادرش كنيزى بوده است . گويد : محمد بن عبد الله ، كنيهء ابو عبد الله داشته است . او نافع بردهء آزاد كرده و وابستهء ابن عمر را ديده و از او و جز او حديث شنيده و روايت كرده است . او مردى كم حديث بوده است . عبد الله بن جعفر بن عبد الرحمان بن مسور بن مخرمة زهرى و جز او از محمد بن عبد الله روايت كرده‌اند . محمد بن عبد الله بن حسن و برادرش ابراهيم همواره تنهايى را دوست داشتند و در صحرا زندگى مىكردند و به حضور خليفگان و واليان نمىآمدند . محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الرحمان بن ابى الموالى ما را خبر داد كه مىگفته است شنيدم عبد الله بن حسن مىگفت * پيش هشام بن عبد الملك رفتم . پرسيد چرا دو پسرت محمد و ابراهيم مانند ديگران پيش ما نمىآيند ؟ گفتم : اى امير المؤمنين صحرا و تنهايى آن را خوش مىدارند و نيامدن ايشان به حضور امير المؤمنين بدان سبب نيست كه چيزى را ناخوش بدارند . هشام سكوت كرد . گويد : و چون دولت فرزندان عباس آشكار شد محمد و ابراهيم همچنان پوشيده بودند ، هيچ كدام پيش هيچ يك از ايشان نيامد . ابو العباس