نيم باشد و كمتر از آن فايدهاى ندارد و كر محسوب نمىشود اما بيشتر از آن بدون اشكال است . 4 - عكس الصورة الثالثة بان يؤخذ به شرط لا فى جانب الزيادة دون النقيصة نوع چهارم برعكس صورت سوم است به اينكه آن عدد به صورت به شرط لا در طرف بيشتر مطرح باشد نه در طرف كمتر [ يعنى بايد آن موضوع بيشتر از آن عدد نباشد اما كمتر از آن اشكالى ندارد ] كالفصل بين المصلين فى الجماعة فيجوز الفصل بالخطوة دون الزائد مانند مقدار فاصله بين صفهاى نماز جماعت كه به اندازه يك گام فاصله بودن اشكالى ندارد اما بيشتر از آن جايز نيست .
الظاهر او المنصرف اليه انه بصدد التحديد قلة و كثرة فيدل على المفهوم فى جانب التحديد الا اذا دل الدليل على خلافه آنچه ظاهر كلام بوده يا متبادر از آن است اينكه عدد براى بيان محدوديت در ناحيه حداقلى و حداكثرى است و لذا در ناحيه محدوديت ، دلالت بر مفهوم دارد مگر آنكه دليلى بر خلاف مفهوم وجود داشته باشد [ مانند آيهاى كه مىفرمود :
اگر براى منافقين 70 بار هم استغفار شود فايده ندارد ، كه در آنجا به واسطه وجود قرائن خاص متوجه مىشويم كه مفهوم ندارد ] مثل قوله تعالى
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
( النور / 2 ) و ظاهر الآية التحديد فى كلا الجانبين مانند اين آيه شريفه كه مىفرمايد