-
الامر الخامس : الحقيقة و المجاز
مقدمه پنجم از مقدمات دوازدهگانه كتاب ، به مسئله حقيقت و مجاز پرداخته است . بطور كلى در باب حقيقت و مجاز دو ديدگاه متفاوت وجود دارد كه مؤلف محترم كتاب ، به بررسى آنها پرداخته است .
ديدگاه اول كه نظريه مشهور اصوليين است اين است كه : اگر كسى لفظى را بگويد و مرادش معناى موضوع له و اصلى آن كلمه باشد به چنين استعمالى ، حقيقت گفته مىشود مانند اينكه لفظ « اسد » را در معناى شير درنده به كار ببريم .
اما اگر كسى لفظى را استعمال كند و منظورش معناى اصلى و موضوع له آن كلمه نباشد بلكه مرادش معناى ديگرى باشد كه به نوعى با معنى اصلى كلمه مناسبت دارد به چنين استعمالى مجاز گفته مىشود مانند اينكه لفظ « اسد » را در رجل شجاع به كار ببريم كه به لحاظ تناسب مرد شجاع با شير درنده كه معنى اصلى كلمه است در صفت شجاعت ، چنين استعمالى مجاز شمرده مىشود و البته توجه به اين نكته نيز لازم است كه در استعمالات مجازى حتما بايد قرينه و علامتى وجود داشته باشد تا مشخص كند كه منظور گوينده معنى اصلى كلمه نيست و لفظ را به سمت معنى مجازى منصرف نمايد چرا كه در صورت نبودن قرينه ، لفظ به معناى اصلى و حقيقى خود انصراف خواهد داشت .
پس بطور خلاصه اينكه استعمال لفظ در معنى اصلى و موضوع له كلمه ، حقيقت و استعمال لفظ در غير موضوع له و در معناى ديگرى كه با معنى اول مناسبتى داشته باشد مجاز ناميده مىشود . اما استعمال لفظ در غير