تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
اسم آلت است در تمام اين موارد نوع و شكل و هيئت اين‌ها مد نظر است يعنى وضع نوعى است و تنها لفظ ذكر شده مراد نيست . -

الامر الرابع : تقسيم الدلالة الى تصورية و تصديقية

بعد از آنكه با وضع و انواع آن آشنا شديم اين مطلب مطرح مىشود كه دلالت لفظ بر معنا كه ثمره و نتيجه وضع است به دو دسته خواهد بود 1 - دلالت تصورى 2 - دلالت تصديقى . دلالت تصورى صرف انتقال ذهن به سمت معنا است يعنى به مجرد شنيده شدن يك لفظ ، ذهن شنونده به سوى معناى آن منتقل مىشود و معنا به ذهن مىآيد و لو اينكه آن لفظ از يك گويندهء قاصد صادر نشده باشد . بنابراين در دلالت تصورى ، نفس خطور كردن معنا به ذهن اهميت دارد نه گوينده و قصد او . و لذا اگر متكلم سهوا و يا اشتباها هم لفظى را تلفظ كند خودبخود معناى آن كلمه به ذهن شنونده خواهد آمد و حتى اگر كسى در حال خواب هم كلمه‌اى را تلفظ كند فورا ذهن شنونده به سمت معناى آن خواهد رفت و بقول مرحوم شهيد صدر ( ره ) در حلقات الاصول حتى اگر از برخورد دو سنگ به يكديگر كه صداى تق بوجود مىآيد اگر در ذهن شنونده كلمه حق تصور شود باز آن معنا در ذهن تداعى مىشود . اما در دلالت تصديقى علاوه بر انتقال ذهن شنونده به سمت معنا ، قصد متكلم نيز دخالت دارد يعنى دلالت تصديقى آن است كه لفظى دلالت مىكند بر اينكه مراد و مقصود گوينده از گفتن و تلفظ كردن آن كلمه