تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
سخن ، مفهوم‌گيرى كرد كه پس تأخير كردن شخص فقير كه فعلا مالى براى تأديه دين خود ندارد موجب مجازات يا جواز آبروريزى او نمىشود . نعم خرجت عن تلك الضابطة العقود و الايقاعات المتداولة بين الناس حتى الاقارير و الوصايا فانها لو اشتملت على قيد و وصف لافاد المفهوم البته از آن قانون كلى [ كه گفته شد وصف مفهوم ندارد ] عقود و ايقاعاتى كه در بين مردم رايج بوده و حتى اقرارها و وصيتهايى كه در بين مردم وجود دارد از آن ضابطه خارج هستند و لذا اگر در آن موارد قيد يا وصفى وجود داشته باشد دلالت بر مفهوم مىكند فمثلا لو قال : دارى هذه وقف لسادة الفقراء فمعناه خروج السادة الاغنياء عن الخطاب پس مثلا اگر گفته شود كه اين خانه من براى فقراى سيد وقف باشد ، معناى آن اين است كه سادات غنى از اين وقف بيرون بوده و سهمى ندارند .

الثالث : مفهوم الغاية ( سوم : مفهوم غايت )

غايت يعنى انتها و نهايت يك چيز . مثلا وقتى كه گفته مىشود « كار كردن را تا شب ادامه بده » ، شب غايت و انتهاى وقت كار كردن است . كما اينكه كلمهء « تا » به عنوان ادات و الفاظ غايت مطرح بوده و ما قبل از آن يعنى « كار كردن » به نام مغيا شهرت دارد . حال در باب غايت دو بحث مطرح است 1 - داخل بودن غايت در مغيا به اين معنا كه مثلا وقتى كه گفته مىشود « كار كردن را تا شب ادامه بده »
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 396 | الشيخ جعفر السبحاني / على عدالت