آيت اللّه سبحانى مىفرمايند : تصرف دوم و از بين بردن عليت منحصره بهتر و سزاوارتر از تصرف اول و خراب كردن عليت تامه است . زيرا در هر دو صورت عليت منحصره از بين رفتنى است يعنى اگر ما حتى علت تامه و استقلال عليت را هم خراب كنيم به تبعيت آن ، علت منحصره هم خراب مىشود . بنابراين امر دائر مدار است بين اينكه ما يك چيز را از دست بدهيم يا دو چيز را ؟ كه در اين صورت ما اقل و كمتر را انتخاب مىكنيم زيرا دليلى بر تصرف بيشتر نداريم . به عبارت سادهتر اينكه انحصار عليت در هر دو صورت قطعى الزوال بوده و از بين رفتنش مسلّم مىباشد اما از بين رفتن عليت تامه مشكوك است و ما با حفظ آنهم مىتوانيم مشكله تعارض را حل نماييم پس دليلى بر خراب كردن آن نداريم .
در نتيجه عليت تامه و استقلال هريك از خفاى اذان و خفاى جدران حفظ مىشود و هريك از اين دو امر كه زودتر محقق شوند موجب شكسته شدن نماز مىگردند و نيازى به تحقق سبب دوم نيست .
عبارت كتاب چنين است :
اذا كان الشرط متعددا و الجزاء واحدا كما لو قال : اذا خفى الاذان فقصر و اذا خفى الجدران فقصر فعلى القول بظهور الجملة الشرطية فى المفهوم تقع المعارضة بين منطوق احدهما و مفهوم الآخر هنگامى كه شرط متعدد و جزاء واحد باشد مثل اينكه بگويند : هرگاه اذان شهر مخفى شد [ و صداى اذان را نشنيدى ] نماز را شكسته بخوان . و هرگاه ديوارههاى شهر مخفى شد [ و آثار و ديوارهاى شهر را نديدى ] نماز را شكسته
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٧١