حال كه ما با دو قضيه شرطيه مواجه هستيم در صورتى كه اينها مفهوم داشته باشند بين مفهوم يكى از آنها با منطوق ديگرى تعارض بوجود مىآيد به اين صورت كه :
در قضيه اول گفته شد هرگاه اذان شهر را نشنيدى نماز را شكسته بخوان كه مفهوم آن اين است كه پس تا آنجايى كه صداى اذان شنيده مىشود بايد نماز را بطور كامل بخوانيم .
از طرف ديگر در قضيه دوم آمده بود هرگاه ديوارهاى شهر مخفى شد نماز را شكسته بخوان كه مفهوم آن اين است كه تا آنجايى كه ديوارهاى شهر مشخص و معلوم است نماز هم به صورت كامل خوانده مىشود .
حال فرض كنيد كه يك نفر مسافر به اندازهاى از شهر دور شده كه صداى اذان را نمىشنود اما ديوارهاى شهر كاملا معلوم و پيدا است كه براساس قضيه اول كه مىگويد هرگاه صداى اذان شهر را نشنيدى نماز را شكسته بخوان ، بايد نمازش را شكسته بخواند اما براساس مفهوم جمله دوم كه گفته بود هرگاه ديوارهاى شهر مخفى شد نماز را شكسته بخوان ، بايد نمازش را تمام بخواند چرا كه ديوارهاى شهر فعلا مشخص است . پس در اين حال راه حل اين تعارض چيست و اين مشكل را بايد چگونه حل و فصل كرد ؟ و وظيفه مكلف در اينگونه موارد چه خواهد بود ؟
آيت اللّه سبحانى مىفرمايند : با توجه به مطالب گذشته كه گفته شد مفهوم داشتن جمله شرطيه وابسته بر اثبات سه امر [ يعنى تلازم - عليت و انحصار عليت ] هست پس لازم است كه ما به نوعى در اين دو قضيه شرطيه تصرف نماييم تا مفهوم خود را از دست بدهند و بعد منطوق آنها
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٦٩