با هم تعارضى نخواهند داشت و مشكل حل مىگردد . و در اين راستا دو نوع تصرف ممكن است :
اول اينكه در عليت تامه تصرف كرده و بگوييم : هريك از خفاى اذان و خفاى جدران ، علت مستقل و تام براى شكسته شدن نماز نيستند بلكه هركدام از آنها جزئى از علت بوده و لذا هرگاه هر دو سبب محقق شد نماز شكسته مىشود و تا زمانى كه هر دو امر محقق نشود نماز كامل است .
راه دوم اين است كه در عليت منحصره تصرف كرده و بگوييم : هريك از خفاى اذان و يا خفاى جدران به تنهايى علت مستقل و تام براى شكسته شدن نماز هستند اما مسئله اين است كه علت قصر ، منحصر در يكى از آنها نيست بلكه هركدام از آن دو شرط كه محقق شود نماز شكسته مىگردد و بنابراين هريك از آن دو سبب [ يعنى خفاى اذان يا خفاى ديوار ] به تنهايى موجب شكسته شدن نماز خواهند بود .
پس درهرصورت با هريك از اين دو نوع تصرف ، جمله شرطيه مفهوم خود را از دست داده و تعارض از بين مىرود اما مسألهء ديگرى كه مطرح است اين است كه : با توجه به اينكه نتيجه عملى اين دو راه حل با يكديگر فرق دارد ، كداميك از اين دو راه حل و كداميك از اين دو نوع تصرف بهتر و سزاوارتر است ؟ چرا كه برطبق صورت اول ، بايد هر دو سبب [ يعنى خفاى اذان و ديوار ] با هم محقق شوند تا نماز شكسته شود اما در صورت دوم ، تحقق هريك از آن دو سبب [ يعنى خفاى اذان يا ديوار ] به تنهايى براى قصر شدن نماز كافى است .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 370
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٧٠