تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
پس تا اينجا معلوم شد كه از راه وضع و انصراف نمىتوانيم انحصار عليت را ثابت كنيم و تنها راه باقىمانده اطلاق كلام گوينده است . حال بايد ببينيم آيا از اين راه مىشود به نتيجه رسيد يا نه ؟ آيت اللّه سبحانى مىفرمايند : اطلاق كلام گوينده به دو صورت قابل تصور است . زيرا گاهى ممكن است گوينده سببى را ذكر كرده و تنها در مقام بيان ويژگيها و خصوصيات همان سبب مذكور در جمله باشد . مثلا گفته است : « ان جاء زيد فاكرمه » يعنى اگر زيد آمد او را اكرام كن . كه در اين جمله ، آمدن زيد شرط و سبب اكرام مىباشد و گوينده تنها در مقام بيان خصوصيات همين سبب مذكور [ يعنى آمدن ] است و با اينكه مىتوانست بگويد : « ان جاء راكبا » يا « ان جاء ماشيا » و آمدن را مقيد به سواره بودن يا پياده بودن كند اما چنين قيودى را ذكر نكرده و كلامش را مطلق آورده است . اما گاهى مولى در مقام بيان آن سببى است كه بعنوان علت تأثيرگذار موجب تحقق و پديد آمدن معلول و جزاء مىباشد يعنى او صرفا در مقام بيان آن چيزهايى است كه مىتوانند باعث تحقق جزاء بشوند و با اين حال يك شرط و يك سبب بيشتر ذكر نشده است و مثلا مولى گفته است : « ان جاء زيد فاكرمه » و تنها آمدن را سبب اكرام معرفى كرده است و با اينكه اسباب ديگرى مانند موفقيت در درس يا پيروزى در مسابقات يا . . . . هم مىتوانستند بعنوان سبب اكرام مطرح باشند اما گوينده تنها يك سبب واحد يعنى آمدن را ملاك اكرام قرار داده كه از اين اطلاق كلام او