مثلا جمله شرطيه يا وصفيه داراى مفهوم است يا نه ؟ نه اينكه ما يك بحث كبروى و كلى داشته باشيم كه آيا اين مفاهيم حجت هستند يا نه !
توضيح مطلب آن است كه معمولا در كتابهاى اصولى عنوان بحث را در باب مفاهيم اينگونه بيان كردهاند كه « آيا مفهوم شرط حجت است يا نه ؟
» يا « آيا مفهوم وصف حجت است يا نه ؟ » و . . . كه دلالت ظاهر اين جملات اين است كه مثل اينكه مفهومدار بودن جمله وصفيه و شرطيه يك امر مسلم و قطعى است و ما حالا مىخواهيم در مورد حجيت و اعتبار آنها بحث كنيم ! ! ! در حالى كه اينطور نيست بلكه بحث اصوليين در باب مفاهيم ، يك بحث صغروى است يعنى آنها در مورد اصل ثبوت مفهوم براى اين جملات بحث دارند كه آيا مثلا جمله وصف و شرط علاوه بر دلالت منطوقى ، داراى يك مفهوم هم مىباشد ؟ چرا كه در صورتى كه مفهوم ، وجود داشته باشد حجيت و اعتبار آن قطعى و مسلم است .
بنابراين معلوم مىشود كه در تعبير اصوليين نسبت به عنوان باب مفاهيم يك نوع مسامحه و سهلانگارى اتفاق افتاده است و آنها بجاى اينكه در عنوان بحث خود بگويند : « آيا جمله شرطيه و وصفيه داراى مفهوم است يا نه ؟ » گفتهاند : « آيا مفهوم شرط و وصف حجت است يا نه ؟ » ! ! ! در حالى كه بحث ما در مورد اصل وجود داشتن مفهوم مىباشد و نه در مورد اعتبار و حجيت آن .
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٣٣٨