تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
عقلا او شرعا اما اولى [ يعنى دلالت اقتضاء ] عبارت از جايى است كه درستى و صحت عقلى يا شرعى كلام وابسته برآن است كقوله ( ص ) رفع عن امتى تسعة الخطأ و النسيان و . . . . فان المراد رفع المؤاخذة عنها او نحوها و الا كان الكلام كاذبا مانند اين سخن پيامبر ( ص ) كه فرمودند : 9 چيز از امت من برداشته شد 1 - خطا 2 - فراموشى و . . . . كه مراد از اين حديث آن است كه مجازات و عقاب يا امثال اين‌ها بر اين امور برداشته شده است زيرا در غير اين صورت اگر چيزى در تقدير گرفته نشود اين كلام كذب خواهد بود [ يعنى اين‌گونه نيست كه امت اسلام خطا يا فراموشى نداشته باشند بلكه خطا يا فراموشى آنها موجب عقاب نخواهد بود ] و قوله تعالى
وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ الَّتِي كُنَّا فِيها
( يوسف / 82 ) فلو لم يقدر الاهل لما صح الكلام عقلا و مانند اين آيه شريفه كه مىفرمايد : از روستايى كه ما در آنجا بوديم سؤال كن ! كه اگر كلمه « اهل » در اينجا در تقدير گرفته نشود معناى آيه عقلا صحيح نخواهد بود و قول القائل اعتق عبدك عنى على الف فان معناه ملكه لى على الف ثم اعتقه اذ لا يصح العتق شرعا الا فى ملك و مانند گفتار گوينده‌اى كه بگويد : بردهء خود را از طرف من به هزار درهم آزاد كن . كه معناى اين جمله آن است كه اول بردهء خود را در برابر هزار درهم به من به فروش و بعد كه به ملكيت من درآمد آن را از طرف من آزاد كن زيرا عتق و آزاد كردن برده شرعا تنها در ملك انسان صحيح است [ و كسى نمىتواند ملك ديگرى را آزاد نمايد ] و اما الثانى فهو ما لا يتوقف عليه صدق