المعاملات دوم اينكه مسئله قبلى ( يعنى مسئله اجتماع ) وابسته بر وجود امر و نهى بود اما مسئله كنونى ( يعنى دلالت نهى بر فساد ) تنها وابسته بر وجود نهى است و تفاوتى ندارد كه امرى هم باشد مانند باب عبادات يا امر نباشد مانند باب معاملات فوجود الامر فى المسألة السابقة يعد من مقوماتها دون هذه المسألة پس وجود امر از اركان مسئله اجتماع به حساب مىآيد در حالى كه در مسئله مورد بحث ما اينگونه نيست .
تطبيقات ( نمونههاى عملى و عينى اين مسئله در فقه )
در قسمت پايانى اين فصل به نمونههايى از مصاديق مسئله دلالت نهى بر فساد اشاره كردهاند كه به لحاظ سادگى آنها صرفا به ترجمه آنها اقدام مىكنيم و اگر احيانا موردى از اينها نياز به توضيح داشته باشد در ضمن ترجمه ، به شرح آن مورد خواهيم پرداخت .
لقد مضى ان مسألة النهى فى العبادات و المعاملات من المسائل المهمة قبلا گذشت كه مسئله نهى در عبادات و معاملات از مسائل مهم اصولى است لذا استوجب الحال بان نستعرض تطبيقات لتلك المسائل از اين جهت لازم است كه ما نمونههايى از اين مسئله را ذكر كنيم .
1 - الصلاة فى خاتم الذهب ( نماز خواندن مرد در انگشتر طلا )
روى عن ائمة اهل البيت ( ع ) لا يلبس الرجل الذهب و لا يصلى فيه [ وسائل الشيعة ج 3 باب 130 از ابواب لباس نمازگزار حديث 4 ] از ائمه معصومين ( ع ) روايت شده كه مرد نبايد طلا استفاده كرده و در آن نماز بخواند قال