نگاه كردن نيست بل لكل تحقق و تشخص و وجود خاص بلكه براى هركدام از اين دو [ يعنى نماز و نگاه ] وجودى خاص و مصداقى مستقل وجود دارد الثانى الامر بالسجود للّه و النهى عن السجود للاوثان فالمتعلقان مختلفان مفهوما و مصداقا مورد دوم [ كه از بحث ما خارج است وحدت مفهومى است مانند ] اينكه به سجده براى خداوند امر شده و از سجدهء بتها نهى گرديده است كه در اينجا متعلق امر و نهى در مصداق خارجى و مفهوم ذهنى با يكديگر تفاوت دارند [ يعنى اولا مصداق سجده براى بت با مصداق سجده براى خدا فرق دارد و ثانيا مفهوم سجود در هركدام از اين دو مورد مقيد به شىء خاصى است كه آن را از مفهوم ديگرى جدا مىسازد اگرچه هر دو مورد از نظر عنوان سجده بودن بطور اطلاق ، متحد و مشتركند اما پس از مقيد شدن سجده به عنوان للّه يا للاوثان ، اتحاد مفهومى و مصداقى نخواهند داشت ] .
-
الامر الثالث : الاقوال فى المسألة ( بخش سوم : ديدگاههاى اصوليين در اين مسئله )
بطور كلى قدماى از اصوليين غالبا معتقد به محال بودن اجتماع امر و نهى بودهاند و بعضا از متأخرين هم افرادى مانند مرحوم آخوند خراسانى صاحب كفايه به اين نظريه گرايش داشتهاند . اما اكثريت متأخرين و بعضى از متقدمين بر جواز اجتماع امر و نهى تصريح نمودهاند كه در ادامه به بررسى بعضى از دلائل دو گروه خواهيم پرداخت .