اما منظور از صيغه نهى همان هيئت و قالب فعل « لا تفعل » مىباشد كه براى زجر و بازداشتن وضع شده است .
مشهور اصوليين بر اين عقيدهاند كه معناى امر و نهى يكى است و هر دو به معناى طلب هستند لكن امر براى طلب فعل و انجام دادن كار است اما نهى براى طلب ترك و انجام ندادن مىباشد اما آيت اللّه سبحانى اين نظريه را نپذيرفته و مىفرمايند : به نظر ما امر براى بعث و برانگيختن مكلف نسبت به انجام دادن يك كار وضع شده ولى نهى براى زجر و بازداشتن مكلف وضع گرديده است .
به عبارت سادهتر اينكه در باب نهى بحثى مطرح است كه آيا متعلق نهى نفس ترك كردن است ( كه يك امر عدمى مىباشد ) يا اينكه متعلق نهى كنترل و كفّنفس و خوددارى مكلف از انجام دادن كار است ( كه يك امر وجودى است ) ؟ چرا كه بين كفنفس و مجرد ترك رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است مثلا جوانى كه ميل جنسى دارد اگر زنا نكند نسبت به او كفنفس و خوددارى از زنا صادق خواهد بود اما نسبت به پيرمردى كه قواى جنسى خود را از دست داده و هماينك ميلى ندارد ، ترك زنا صدق مىكند اما كفّ از زنا صادق نيست چرا كه كفّ و خوددارى در جايى است كه مكلف با امكان و ميل خود از انجام آن كار منصرف شده باشد و لذا كفّ نفس و خوددارى كردن ، امرى وجودى است اما مجرد ترك ، امرى عدمى مىباشد .
حال مشهور اصوليين مىگويند متعلق نهى امرى عدمى است يعنى مجرد ترك آن كار . اما آيت اللّه سبحانى بر اين باورند كه متعلق نهى امرى وجودى است كه همان زجر و بازداشتن مىباشد كه در مقام امتثال و
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٧٣