الظاهر ان الامر بالامر بالفعل امر بذلك ايضا و ظاهرا امر به امر نسبت به انجام دادن كارى ، امر به همان كار است لان المتبادر فى هذه الموارد تعلق غرض المولى بنفس الفعل زيرا آنچه در امثال اينگونه موارد به ذهن تبادر مىكند اين است كه هدف مولى از صدور آن امر به همان فعل خارجى تعلق گرفته است و كان امر المأمور الاول طريقا للوصول الى نفس الفعل من دون دخالة لامر المأمور الاول و امر كردن مأمور اول تنها راهى براى رسيدن به خود آن عمل خارجى است بدون اينكه امر مأمور اول دخالتى در نفس آن عمل داشته باشد . [ يعنى امر مأمور اول صرفا بعنوان پيامرسان و مبلّغ مطرح است و نه بيش از اين ] .
-
الفصل التاسع الامر بالشىء بعد الامر به ( بخش نهم پيرامون امر كردن به يك چيز بعد از امر به آن و براى دومين بار )
در اين قسمت اين بحث مطرح شده است كه اگر مولى امرى را صادر كند و مثلا بگويد « صلّ » يعنى نماز بخوان و قبل از اينكه مكلف آن امر را امتثال كرده و اطاعت نمايد دوباره همان را تكرار نمايد و بگويد « صلّ » ، آيا اين امر دوم بعنوان تأكيد همان امر اول است كه در نتيجه يكبار نماز خواندن كافى است يا اينكه اين امر دوم تأسيس و ايجاد يك حكم جديد مىباشد و لذا مكلف لازم است كه دو بار نماز بخواند يكبار براى امر اول و يكى هم براى امتثال امر دوم ؟