باشد در اين صورت عبادت بچهها [ در صورتى كه ساير شرايط آن را رعايت كرده باشند ] جنبه شرعى خواهد داشت و در غير اين صورت [ يعنى اگر امر به امر ، امر به آن عمل خارجى نباشد ] عبادت بچهها تنها جنبه تمرينى را خواهد داشت و از نظر شرعى صحيح نخواهد بود الثانى فى صحة البيع و لزومه فيما اذا امر الوالد ولده الاكبر بان يأمر ولده الاصغر ببيع متاعه و فايده دوم در صحيح بودن و لزوم معامله خود را نشان مىدهد در زمانى كه اگر پدرى به فرزند بزرگتر خود امر كند كه برو و به فرزند كوچكتر امر كن كه فلان جنس را بفروشد فنسى الواسطة ابلاغ امر الوالد و اطلع الاصغر من طريق آخر على امر الوالد فباع المبيع پس آن واسطه [ يعنى فرزند بزرگ ] فراموش كرد كه دستور پدر را به برادرش برساند اما فرزند كوچكتر از راه ديگرى بر امر پدرش نسبت به فروختن كالا اطلاع پيدا كرد و آن جنس را به فروش رسانيد فان قلنا بان الامر بالامر بفعل ؛ امر بنفس ذلك الفعل يكون بيعه صحيحا و لازما پس اگر بگوييم كه امر كردن به امر نمودن نسبت به انجام دادن كارى ، در واقع امر به همان كار است در اين صورت آن معامله صحيح و لازم مىباشد و ان قلنا بخلافه يكون بيعه فضوليا غير لازم اما اگر بر خلاف آن معتقد باشيم [ يعنى بگوييم كه امر به امر ، امر به انجام دادن فعل خارجى نيست ] آن معامله فضولى خواهد بود و لازم نمىباشد [ بلكه صحت آن وابسته بر اجازه پدر خواهد بود ] و
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٦٤