است كه امر به يك شىء مطلقا دلالتى بر نهى از ضد آن ندارد [ نه به صورت مطابقه و نه به صورت تضمن و نه به صورت دلالت التزامى ] .
-
المسألة الثانية : الضد الخاص ( مسئله دوم پيرامون ضد خاص )
همان گونه كه گفته شد ضد خاص يعنى يك امر وجودى كه اشتغال مكلف به آن موجب ترك شدن واجب مىشود مثلا فرض كنيد كه فردى وارد مسجد شده و متوجه مىگردد كه مسجد نجس شده است و در اين حال او مكلف است كه به تطهير مسجد اقدام نمايد زيرا امر « ازل النجاسة عن المسجد » متوجه اوست اما او بدون توجه به وظيفه فعلى خود ، مشغول نماز مىشود كه در اينجا نماز خواندن ضد خاص براى ازاله نجاست از مسجد مىباشد يعنى مشغول شدن به نماز باعث مىشود كه ازاله نجاست ترك گردد .
حال در اين قسمت بحث ما در مورد همين مطلب است كه آيا امر به يك شىء اقتضاى نهى از ضد خاص دارد يا نه ؟ و مثلا آيا فعل امر « ازل النجاسة عن المسجد » به معناى اين است كه « لا تصل » ؟ [ آيا مسجد را پاك كن يعنى نماز نخوان ؟ ]
همان گونه كه در بحث پيشين گفتيم ما معتقديم كه امر به يك شىء مطلقا دلالتى بر نهى از ضد نمىكند چرا كه براى تحريك و بعث مكلف نسبت به انجام مأمور به همان فعل امر كافى است و ديگر نيازى نيست كه علاوه بر امر ، يك نهى هم از جانب مولى به ضد آن مأمور به تعلق بگيرد و