تلازم داشته باشند از نظر حكمى هم مانند يكديگر باشند و بعد براى اثبات اين مطلب مثالى مىزنند .
ايشان مىفرمايند : اگر فرض كنيد كه ما در منطقه جغرافيايى خاصى باشيم بهطورىكه هرگاه روبهقبله مىايستيم همزمان پشتمان به سمت ستاره جدى باشد در اين صورت روبهقبله بودن ملازم با پشت به جدى كردن است . اما اگر روبهقبله بودن براى نماز يا ذبح و امثال آن ، واجب باشد آيا ملازم آن يعنى پشت به جدى كردن هم واجب است ؟ !
روشن است كه وجوب روبهقبله بودن در موارد خاص ، به دلائل خاصى است كه اين حكم از آنها قابل استنباط هست اما آن ادله بههيچوجه دلالت نمىكنند كه اگر استقبال كعبه واجب شد پس ملازم آن يعنى پشت به جدى شدن هم واجب باشد . بنابراين دو چيز ملازم ممكن است از نظر حكمى يكسان نباشند . در بحث مورد نظر ما هم بفرض اينكه ضد عام [ يعنى ترك ازاله نجاست ] حرام باشد اما ملازم آن يعنى ضد خاص [ مانند نماز خواندن ] حرام نيست چرا كه دو چيز ملازم از نظر حكمى يكسان نمىباشند .
اما فايده و ثمره علمى نزاع در مسئله ضد اين است كه اگر ما بگوييم امر به يك شىء اقتضاى نهى از ضد دارد در اين صورت بايد بپذيريم كه اگر آن ضد ، عبادت باشد باطل است چرا كه نهى در عبادات موجب بطلان آنها مىباشد .
مثلا در همان مسئله ازاله نجاست از مسجد و نماز ، اگر تطهير مسجد واجب شد و ما هم معتقد به دلالت امر به يك چيز نسبت به نهى از ضد آن باشيم در اين صورت اگر مكلف نسبت به تطهير مسجد بىاعتنايى
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٤٨