وجود تلازم بين وجوب يك شىء و وجوب مقدمه آن . الثالث مباحث الحجج و الامارات كالبحث عن حجية خبر الواحد بحث سوم مربوط به مباحث حجتها و امارات است مثل بحث از حجيت خبر واحد . الرابع مباحث الاصول العملية و هى تبحث عن مرجع المجتهد عند فقد الدليل على الحكم الشرعى و بحث چهارم مربوط به اصول عمليه است كه بحث مىكند از محل رجوع مجتهد موقع نبودن دليل شرعى بر حكم . و يمكن تقسيمها بملاك آخر و هو تقسيمها الى مباحث لفظية و عقلية و ممكن است به يك معيار ديگرى نيز مباحث علم اصول را تقسيم كرد و آن اينكه مباحث اصولى به دو مبحث كلى الفاظ و عقلى تقسيم مىشوند و هذا هو الرائج بين المتأخرين و اين تقسيم دوم همان است كه در بين علماى متأخر رواج دارد و رتبنا كتابنا على ترتيب مباحث الكفاية و ما نيز به تبعيت از آخوند خراسانى ، مباحث كتابمان را به همين شكل دوم تقسيم كردهايم .
-
الامر الثالث : الوضع
در اين قسمت بحث پيرامون وضع الفاظ است . اين مطلب واضح و روشن است كه ما به لفظ ، « موضوع » و به معنا ، « موضوع له » مىگوييم . اما معناى وضع چيست ؟
آيا وضع معناى مصدرى دارد يا معناى اسم مصدرى ؟ آيا وضع به معناى جعل كردن و قرار دادن است مثل ضرب به معنى زدن كه عمل