يكى ديگر از تقسيمات واجب ، اين است كه آن را به واجب نفسى و غيرى تقسيم كردهاند .
توضيح مطلب آن است كه وقتى مولا به چيزى امر مىكند و آن را واجب مىنمايد مسلّما هدفى دارد كه اين هدف به دو صورت قابل تصور است .
1 - گاهى مولا چيزى را در خارج واجب مىكند و هدفش از واجب كردن آن ، اين است كه مكلف به وسيله انجام دادن آن عمل ، امكان انجام يك واجب ديگر را پيدا كند زيرا اگر آن شىء اول را انجام ندهد امكان تحقق عمل دوم وجود نخواهد داشت . مثلا خداوند به ما امر فرموده كه :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
( المائدة / 6 ) يعنى اى مؤمنين هرگاه خواستيد به نماز بايستيد اول صورت و دستها را تا آرنج بشوييد و سر و پاى خود را مسح نماييد [ وضو بگيريد ] و لذا اگر سؤال شود كه چرا بايد وضو گرفت ؟ جوابش اين است كه براى نماز . و لذا به اين مورد از واجبات كه براى غير انجام مىشوند واجب غيرى مىگويند .
2 - گاهى مولا به چيزى امر مىكند ولى هدفش خود آن شىء است نه اينكه آن عمل مقدمه و زمينهساز چيز ديگرى باشد مثل اينكه به ما امر كرده است كه نماز بخوانيم و روزه بگيريم و . . . . اما روشن است كه نماز و روزه براى خودشان واجب شدهاند نه بخاطر يك چيز ديگر . كه به اين دسته از واجبات واجب نفسى گفته مىشود .