اگر دليلى بر وجوب قضاء بود مثل روزه كه در همان دليل اداء اين مطلب هم ذكر شده كه افراد مريض و مسافر بايد روزههاى خود را در روزهاى ديگرى جبران نمايند
وَ مَنْ كانَ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ
( 185 بقرة ) يا دليلى وجود داشت كه اصلا قضاى آن عمل واجب نيست مانند نماز حائض ، در اين صورت ما از همان دليل موجود پيروى مىكنيم اما اگر دليلى بر هيچيك از اين دو وجود نداشت اين بحث مطرح است كه آيا دليل اداء دلالت بر وجوب قضاء دارد يا نه ؟ ] فمقتضى القاعدة سقوط الامر الموقت بانقضاء وقته و عدم وجوب الاتيان به خارج الوقت پس براساس قاعده [ بايد بگوييم ] دليل امر موقت به واسطه اتمام وقت ، منقضى شده و ساقط گرديده است و انجام دادن آن عمل در خارج از وقت واجب نيست لانه من قبيل الشك فى التكليف الزائد چرا كه وجوب قضاء از مصاديق اين است كه ما در تكليفى بيشتر از اصل اداء شك داريم و سيأتى ان الاصل عند الشك فى التكليف البراءة و به زودى خواهد آمد كه در مواردى كه ما نسبت به تكليفى شك داريم اصل برائت جارى مىشود [ يعنى اگر شك كنيم كه آيا چيزى بر ما واجب است يا نه ، اصل آن است كه واجب نباشد كه دليل اين مطلب در بخش پايانى كتاب خواهد آمد ]
-