چرا كه برفرض ذكر شده مكلف قصد انجام دادن ذى المقدمه را ندارد يعنى امر مولى به ذى المقدمه او را تحريك نكرده پس در اين صورت امر كردن به مقدمه چه خاصيتى خواهد داشت ؟ مثلا وقتى كه فردى استطاعت و توانايى انجام حج را داشته باشد مولى به او امر مىكند كه و للّه على الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا و همين امر به حج ( ذى المقدمه ) براى مكلف كافى است و لازم نيست كه خداوند علاوه بر امر به حج ، به مقدمات حج مانند طى طريق و پيمودن مسافت هم امر نمايد چرا كه وضعيت مكلف از دو حال خارج نيست يعنى او يا در صدد انجام حج هست و يا اينكه تصميم بر اطاعت مولى و انجام حج ندارد . پس اگر او براى انجام دادن حج مصمم باشد قطعا خودش مىداند كه بايد مقدمات كار را فراهم نمايد و نيازى نيست كه مولى به مقدمات هم امر كند و اما اگر مكلف نخواهد حج برود يعنى امر مولى در او تأثيرى نداشته باشد در اين صورت امر كردن به مقدمات لغو و بىفايده خواهد بود زيرا انجام مقدمات براى كسى كه قصد انجام دادن ذى المقدمه را ندارد بيهوده است و آنكه با امر به ذى المقدمه تحريك نشده با امر به مقدمه هم تحريك نمىشود .
عبارت كتاب چنين است :
اختلفت كلمة الاصوليين فى حكم المقدمة على اقوال علماى علم اصول در حكم مقدمه واجب به چند قول اختلاف نظر دارند 1 - وجوبها مطلقا 2 - عدم وجوبها كذلك 3 - القول بالتفصيل نظريه اول مىگويد مقدمه واجب مطلقا واجب است يعنى همه اقسام مقدمه . نظريه دوم مىگويد
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢١٣