مقدمهء سببى حالت علت دارد و وجود مسبب يا معلول وابسته برآن است مانند استطاعت كه علت وجوب حج مىباشد يا داخل شدن وقت كه علت وجوب نماز است .
مقدمه شرط چيزى است كه تصحيحكننده فاعليت و اثرگذارى فاعل يا قابليت و اثرپذيرى مفعول مىباشد مثلا اگر بخواهيم هيزم يا چوبى را بسوزانيم بايد آتشى را فراهم نماييم كه وجود آتش مقدمه سببى است و علت سوختن چوب مىباشد و سوختن چوب ، معلول آن است اما اثرگذارى آتش بر چوب وابسته بر دو شرط ديگر هم مىباشد يكى مجاورت و نزديك بودن آتش به چوب و ديگرى خشك بودن چوب بهطورى كه اگر اين دو شرط محقق نباشند چوب هم نمىسوزد . پس در واقع ، تأثيرگذارى آتش بر چوب وابسته بر نزديك بودن آتش به چوب است و تأثيرپذيرى چوب و سوختن آنهم وابسته بر خشك بودن چوب مىباشد كه اين دو امر را مقدمهء شرطى مىنامند . مثال شرعى براى مقدمه شرطى مانند اجازهء مالك كه شرط صحت بيع فضولى است يا طهارت از حدث كه شرط صحت نماز مىباشد و امثال آن .
اما مقدمه معد يا زمينهساز چيزى است كه بهتدريج حاصل مىشود و كمكم زمينه تحقق معلول را فراهم مىسازد مثلا اگر ما بخواهيم به بالاى پشت بام برويم عقلا نيازمند به نردبام خواهيم بود اما بالا رفتن بر هريك از پلهها زمينهء صعود بر پلهء بعدى را فراهم مىسازد بهطورى كه تا پله قبلى را طى نكرده باشيم صعود بر پله بالاتر ممكن نخواهد بود بنابراين بالا رفتن بر هر پله ، زمينهساز صعود بر پله بالاتر بوده تا نهايتا به معلول يعنى رسيدن به پشتبام منجر شود . مثال شرعى براى
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٠٥