در علم اصول به سراغ ادله اربعه رفته و حكم الهى را استخراج نمايد و بر فتواى خود اقامه برهان و دليل كند .
سؤال : آيا هركس علم اصول خواند قدرت استنباط و اجتهاد را در احكام الهى به دست مىآورد ؟
جواب : خير - هيچكس ادعا نكرده كه هركس اصول خواند حتما به مقام استنباط هم خواهد رسيد بلكه سخن در اين است كه آنكه قوانين اصول را فراگيرد و خوب بفهمد و در مقام عمل ، رعايت نمايد توانايى استنباط را دارا خواهد بود البته به شرط آنكه علاوه بر اصول به علوم ديگرى كه در اين جهت نقش دارند مانند رجال - درايه - تفسير و . . . هم مسلط باشد .
دقيقا مثل علم منطق . فايده منطق آن است كه تعصم مراعاتها الذهن عن الخطأ فى الفكر يعنى منطق قوانينى است كه مراعات آنها ذهن را از خطاى در فكر حفظ مىكند . اما هيچكس ادعا نكرده كه هركس منطق خواند الزاما فكرش هم سالم باشد . چهبسا افرادى كه ممكن است استاد علم منطق هم باشند اما در مقام فكر كردن اشتباه كنند . بلكه سخن در اين است كه رعايت قوانين منطقى در مقام عمل ذهن را از خطاى در فكر حفظ خواهد نمود و در اين جهت علم اصول و منطق شباهت دارند يعنى همان گونه كه رعايت دستورات منطقى ذهن را از خطاى در فكر حفظ مىكند رعايت قوانين اصولى هم به فقيه قدرت استنباط مىدهد و به عبارت واضحتر اينكه علم اصول كيفيت استدلال در احكام شرع را به ما ياد مىدهد البته به شرطى كه در مقام عمل ، شخص اصولى متوجه و ملزم به رعايت آن دستورات باشد . و لذا مؤلف محترم فرمودهاند : و غايته
الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٧