تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الموجز في أصول الفقه ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
ميوه‌هايش را چيده باشند و فعلا ميوه‌اى بر سر درخت نباشد باز هم بر او شجرهء مثمره اطلاق مىگردد با اينكه آن درخت پس از چيدن ميوه‌هايش ديگر متلبس به مبدأ نيست ! پس خلاصهء مطلب اينكه جناب صاحب فصول در اين بحث ، قائل به تفصيل در بين مشتقات هستند . آيت اللّه سبحانى به ايشان اشكال كرده و مىفرمايند : ما اصل تفاوت مشتقات و اختلاف مبادى آنها را قبول داريم اما بايد توجه داشت كه اين اختلاف در مبادى مشتقات ، موجب اختلاف در نحوهء تلبس ذات به مبدأ يا انقضاى مبدأ از ذات مىشود ولى موجب تفصيل در مسئله نمىگردد چرا كه مواردى را كه صاحب فصول خيال مىكردند كه از مصاديق ما انقضى عنه المبدأ هستند ، همگى از مصاديق متلبس به مبدأ بودند . مثلا صاحب فصول در مورد نجار يا مجتهدى كه از كارش دست كشيده و مشغول استراحت است خيال كرده بود كه اين‌ها تلبس و اتصاف به مبدأ را از دست داده‌اند . به عبارت ساده‌تر اينكه صاحب فصول تلبس و اتصاف يك ذات به مبدأ را ملازم با ممارست و اشتغال ذات به آن كار مىدانست در حالى كه مسئله به اين شكل نيست بلكه تا وقتى كه ملكهء اجتهاد در شخصى وجود دارد او متلبس به مبدأ هست و لو اينكه الآن مشغول استنباط احكام نباشد و همين‌طور تا زمانى كه حرفه يا صنعت نجارى براى شخصى موجود است به‌طورى كه آن فرد دوباره به همان كار و صنعت مشغول خواهد شد او متلبس به مبدأ هست و انقضاى مبدأ در اين‌گونه موارد زمانى است كه مجتهد به علت كهولت سن ، ملكه و قدرت استنباط را از دست بدهد يا شخص نجار و تاجر ، شغل خود را كنار