( 1 ) همين راوى با همين سند از سدّى نقل مىكند كه مىگفته است * حسين بن على را ديدم كه موهاى محاسن او به شدت سياه بود ، پسرش على هم همراهش بود .
فضل بن دكين از سفيان ، از سرى بن كعب ازدى به ما خبر داد كه مىگفته است * حسين بن على را ديدم كه بر ماديان سپيدى سوار است و موهاى سر و ريش خود را با وسمه خضاب بسته بود .
خالد بن مخلّد از معتب بردهء آزاد كرده و وابستهء جعفر بن محمد ، از جعفر بن محمد ، از پدرش به ما خبر داد كه مىفرموده است * حسين بن على با وسمه موهاى خود را رنگ مىكرد .
محمد بن عبيد از طلحة بن عمرو بن عطاء و عبيد بن ابى يزيد كه هر دو از مردم مكه بودهاند براى ما نقل كرد كه مىگفتهاند * به حسين بن على ( ع ) مىنگريستم كه موهاى سر و ريش خود را سياه مىكرد .
فضل بن دكين از سفيان ، از عبد العزيز بن رفيع ، از قيس وابستهء خباب براى ما نقل كرد كه مىگفته است * خود حسين را ديدم كه با رنگ سياه خضاب مىبست .
عبد الوهاب بن عطاء و معن بن عيسى هر دو از ابو معشر مدينى ، از سعيد بن ابى سعيد براى ما نقل كردند كه مىگفته است * حسين بن على را ديدم كه با رنگ سياه خضاب مىبست .
مالك بن اسماعيل از حسن بن صالح ، از سدى به ما خبر داد كه مىگفته است * حسين بن على را در حالى كه ريش او سياه بود ديدم . [ 1 ]
خالد بن مخلد و محمد بن عمر - واقدى - هر دو از موسى بن يعقوب زمعى ، از هاشم بن هاشم بن عقبة بن ابى وقاص ، از عبد الله بن وهب بن زمعة ، از ام سلمه به ما خبر دادند كه مىگفته است * روزى پيامبر ( ص ) خوابيد ترسان و پريشان از خواب پريد ، با اين حال دوباره بر پهلو آرميد و خوابش برد . باز هم پريشان بيدار شد ولى پريشانى او كمتر از بار نخست بود . باز بر پهلو آرميد و خوابش در ربود . بيدار شد در دست خود اندكى خاك سرخگون داشت . با بىتابى آن را در دست خود مىگرداند و از ديدگانش اشك فرو مىباريد . گفتم : اى رسول خدا ! اين خاك چيست ؟ فرمود : جبريل مرا آگاه ساخت كه پسرم حسين در زمين عراق كشته خواهد شد . به جبريل گفتم : خاك سرزمينى را كه حسين
هامش
[ 1 ] . در متن حسن است كه ظاهراً اشتباه چاپى است .