تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
( 1 ) به خدا سوگند مىدهم مگر نمىدانيد كه حسن ( ع ) از عايشه دختر عثمان خواستگارى كرد و عثمان آن كار را به عهده تو - مروان - واگذاشت و همين كه در مجلسى مانند اين مجلس گرد آمديم تو اى مروان گفتى من تصميم گرفته‌ام اين دختر را به همسرى عبد الله بن زبير درآورم ؟ آن گاه به مسور بن مخرمه فرمود : آيا چنين نبود ؟ مسور گفت : آرى كه چنين بود . مروان گفت : من عبد الله بن جعفر را سرزنش مىكنم و حسين سينه‌اش آكنده از كينه است . مسور به مروان گفت : بر اين قوم خرده مگير كه آنچه انجام دادند به رعايت پيوند خويشاوندى نزديكتر است . ايشان صله رحم كردند و دوشيزه گرامى خود را به كسى دادند كه دوست داشتند . على بن محمد مدائنى از يزيد بن عياض بن جعدبة ، از عبد الله بن ابى بكر بن حزم به ما خبر داد كه * سعيد بن عاص پس از مرگ عمر از ام كلثوم خواستگارى كرد و صد هزار درم به حضورش فرستاد . حسين ( ع ) به ديدار خواهر خود رفت . ام كلثوم با او رايزنى كرد ، فرمود : همسر او مشو . ام كلثوم به حسن ( ع ) پيام فرستاد ، فرمود : من موافقم - و ام كلثوم را به همسرى او درمىآورم - قرارى براى گفتگو نهادند . حسن ( ع ) حاضر شد و سعيد و همراهانش نيز آمدند . سعيد گفت : ابو عبد الله كجاست ؟ حسن گفت : من بدون حضور او اين كار را براى تو انجام مىدهم ، سعيد به حسن گفت : اى ابو محمد ! شايد ابو عبد الله اين كار را خوش نمىدارد . فرمود : آرى چنين است ولى من براى تو كفايت مىكنم . سعيد گفت : در اين صورت كارى را كه حسين خوش نداشته باشد انجام نمىدهم و از مجلس برگشت و دربارهء مالى كه پرداخته بود نه تنها چيزى نگفت كه هيچ چيز آن را پس نگرفت . [ 1 ] معن بن عيسى از سليمان بن بلال ، از جعفر بن محمد ، از پدرش به ما خبر داد * حسين بن على كه رحمت خدا بر او باد انگشترى خود را بر دست چپ مىداشته است . فضل بن دكين از مطلب بن زياد ، از سدّى به ما خبر داد كه مىگفته است * حسين بن على را كه خدايش رحمت كناد در حالى ديدم كه كاكل او از زير عمامه‌اش بيرون بود . [ 2 ] فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو از يونس بن ابى اسحاق ، از عيزار بن
هامش
[ 1 ] . فاصله ميان مرگ و عمر و شهادت حضرت امير المؤمنين هفده سال است . اگر پس از مرگ عمر ، سعيد از ام كلثوم خواستگارى كرده است چگونه حضرت مجتبى در اين كار دخالت مىكرده است ؟ به نظر مىرسد كه درباره اين روايت بايد تأمل كرد - م . [ 2 ] . ابن ابى شيبه در المصنف ، ج 8 ، ص 447 به شماره 5118 از مطلب بن زياد آورده است .