( 1 ) حسين را كه كودك بودند تعويذ مىفرمود . و چنان بود كه گفت : دو پسرم را بياوريد تا آنان را با همان دعاها كه ابراهيم ( ع ) دو پسرش اسماعيل و اسحاق را تعويذ مىكرده است در پناه خدا قرار دهم . آن گاه حسن و حسين را در آغوش گرفت و گفت : شما را از شر هر شيطان و هر گزنده و هر چشم زخم در پناه كلمات تامّه خدا قرار مىدهم . و مىفرمود : ابراهيم ( ع ) دو پسر خود اسماعيل و اسحاق را اين چنين تعويذ كرد . [ 1 ]
حجاج بن نصير از محمد بن ذكوان جهضمى برادر حسن ، از منصور بن معتمر ، از ابراهيم ، از علقمه ، از عبد الله بن مسعود به ما خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) ميان مردمى از ياران خود نشسته بود . حسن و حسين كه كودك بودند از آن جا گذشتند . فرمود :
دو پسرم را پيش من بياوريد تا ايشان را به همان چيزى كه ابراهيم ( ع ) دو پسرش اسماعيل و اسحاق را تعويذ مىكرد ، تعويذ كنم . آن گاه هر دو را در آغوش گرفت و گفت : شما را از شر هر شيطان و هر گزنده و هر چشم زخم در پناه كلمات تامّه خدا قرار مىدهم .
ابراهيم كه يكى از راويان اين روايت است سوره فاتحه الكتاب را هم همراه اين كلمات مىخوانده است . منصور يكى ديگر از راويان مىگفته است : با اين كلمات تعويذ كنيد كه براى چشم زخم و هر گزيدگى و درد سود بخش است و مىافزوده است كه آن را بنويس .
هوذة بن خليفه از عوف ، از ازرق بن قيس به ما خبر داد كه مىگفته است * اسقف نجران همراه عاقب به حضور پيامبر آمدند . رسول خدا اسلام را بر آنان عرضه داشت .
گفتند : بدون ترديد ما پيش از تو مسلمان بودهايم . فرمود : اسلام سه چيز را از شما منع كرده است ، نخست اين گفتارتان را كه خداوند فرزند براى خود برگزيده است . دوم خوردن گوشت خوك . سوم سجده كردن شما براى بت . و در اين صورت دروغ مىگوييد . آنان گفتند : پدر عيسى كيست ؟ پيامبر ( ص ) نمىدانست به آنان چه پاسخ دهد تا خداوند اين آيه را نازل فرمود : « همانا مثل عيسى در پيشگاه خدا چون آدم است كه نخست پيكرهاش را از خاك بيافريد و سپس فرمود باش و چنان شد » تا آنجا كه مىفرمايد « هان ! كه اين همان داستان حق است و هيچ كردگارى جز خداوند نيست همانا كه خداوند توانا و حكيم است » . [ 2 ]
گويد : سپس پيامبر آن دو را براى آنكه يك ديگر را لعنت كنند دعوت كرد و خود
هامش
[ 1 ] . ابو عبيد در غريب الحديث با همين اسناد و كلمات آورده است ، ابن حبان در صحيح ، ج 2 ، ص 254 به شماره 999 از منهال و به شماره 1000 از جرير بن منصور نقل كرده است .
[ 2 ] . آيات 62 - 59 ، سوره سوم - آل عمران .