( 1 ) به خانه بردند . [ 1 ]
عبيد الله بن موسى از على بن صالح ، از عاصم ، از زرّ ، از عبد الله بن مسعود به ما خبر داد كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) نماز مىگزارد و چون به سجده مىرفت حسن و حسين بر پشت آن حضرت سوار مىشدند و اگر كسى مىخواست مانع بشود اشاره مىفرمود كه آزادشان بگذارند . و چون نماز تمام شد آن دو را بر دامن خود نشاند و فرمود : هر كس مرا دوست مىدارد بايد اين دو را دوست بدارد . [ 2 ]
فضل بن دكين از سالم حذاء ، از حسن بن سالم بن ابى الجعد براى ما نقل كرد كه مىگفته است از ابو حازم شنيدم كه مىگفت * پدرم ده بار و بيشتر از ده بار از ابو هريره از حضرت ختمى مرتبت براى ما روايت كرد كه فرموده است : هر كس حسن و حسين را دوست بدارد همانا مرا دوست داشته است و هر كه آن دو را دشمن بدارد مرا دشمن مىدارد . [ 3 ]
همين فضل بن دكين از سفيان ، از ابو الجحاف ، از ابو حازم ، از ابو هريره به ما خبر داد كه * پيامبر ( ص ) فرمودهاند : هر كس آن دو را دوست بدارد همانا مرا دوست داشته است و هر كس آن دو را دشمن بدارد مرا دشمن مىدارد ، يعنى حسن و حسين را . [ 4 ]
عفان بن مسلم از وهيب بن خالد ، از عبد الله بن عثمان بن خثيم ، از سعيد بن ابو راشد ، از يعلى عامرى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * همراه رسول خدا ( ص ) به ميهمانى رفتم پيامبر پيشاپيش قوم حركت مىكرد ناگاه به حسين برخورد كرد كه با پسر بچهها سرگرم بازى بود . پيامبر ( ص ) آهنگ گرفتن او كرد و كودك شروع به گريز كرد و به اين سو و آن سو مىگريخت و پيامبر همراه او مىخنديد . سرانجام او را گرفت يك دست خود را پشت گردن و دست ديگرش را زير چانه كودك گذاشت آن گاه لب بر لب حسين نهاد و او را بوسيد و
هامش
[ 1 ] . ابن عساكر به شماره 169 در تاريخ از طريق ابن سعد ، همچنين مؤلف تهذيب در ، ج 4 ، ص 319 و حاكم نيشابورى در المستدرك ، ج 3 ، ص 165 و ذهبى در تلخيص المستدرك آوردهاند .
[ 2 ] . ابو داود طيالسى در مسند ، به شماره 2502 و ابن ابى شيبه در المصنّف ، ج 12 ، ص 95 و طبرانى در معجم الكبير ، به شماره 2644 و بيهقى در سنن ، ج 2 ، ص 263 و ابو نعيم در حلية الاولياء ، ج 2 ، ص 35 و ج 8 ص 35 و گروهى ديگر اين حديث را نقل كردهند .
[ 3 ] . ترمذى و ابن ماجه و نسائى و احمد بن حنبل و ابو يعلى و طبرانى به شمارههاى 2645 و 2648 در معجم الكبير و ابن عساكر ضمن شرح حال امام حسن ( ص ) و بوصيرى در مصباح الزجاجه آوردهاند .
[ 4 ] . ابن ماجه به شماره 143 در سنن و احمد در فضائل الصحابه به شماره 1359 و در مسند ، ج 2 ، ص 288 و طبرانى در المعجم الكبير به شماره 2646 و 2647 و گروهى ديگر آوردهاند .