تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
( 1 ) محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة ، از ابو موسى حنّاط ، از ابن كعب ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الملك بن مروان به مردم مدينه مىگفت : اى مردم مدينه ! سزاوارترين مردم كه به فرمانهاى نخستين پاى بند باشد شماييد ، و حال آنكه اينك احاديثى از اين ناحيه خاور - مدينه - به ما مىرسد كه آن را نمىشناسيم ، و ما چيزى جز خواندن قرآن را نمىشناسيم ، اينك پاى بند همان چيزى باشيد كه در قرآن شما آن هم قرآنى كه امام مظلوم - عثمان - شما را بر آن جمع كرده است ، آمده است . و بر شما باد انجام دادن فرايضى كه امام مظلومتان كه خدايش رحمت كناد شما را بر آن جمع كرده است . او در آن باره با زيد بن ثابت رايزنى كرده است و چه نيكو رايزنى براى اسلام بوده است كه خدايش رحمت كناد . آن دو آنچه را كه در نظرشان استوار بوده محكم ساخته‌اند و آنچه را در نظرشان درست نيامده است حذف كرده‌اند . [ 1 ] گويند : عبد الملك بن مروان تصميم گرفت برادر خود عبد العزيز بن مروان را از ولايت‌عهدى عزل كند و براى دو پسر خود وليد و سليمان به وليعهدى پس از خود بيعت بگيرد . قبيصة بن ذؤيب او را از اين كار بازداشت و گفت : چنين مكن كه فريادى پر هياهو براى خود بر مىانگيزى . شايد مرگ او را فرا رسد و از او آسوده شوى . عبد الملك از انجام آن كار خوددارى كرد و همچنان دلش دربارهء بر كنارى عبد العزيز با او در ستيز بود . شبى روح بن زنباع جذامى كه همه شب در حجرهء عبد الملك مىخوابيد و پشتى و متكاى ايشان مشترك و از همه در نظر عبد الملك شيرين سخن‌تر بود همين كه پيش عبد الملك آمد گفت : اى امير مؤمنان اگر عبد العزيز را بر كنار سازى آب از آب تكان نخواهد خورد - دو بز هم به يك ديگر شاخ نخواهند زد . عبد الملك از او پرسيد كه اى ابو زرعه اين كار را صلاح مىدانى ؟ گفت : آرى به خدا سوگند و من نخستين كسى هستم كه در اين باره به تو پاسخ مىدهم . عبد الملك گفت : امشب را به صبح برسانيم تا خدا چه خواهد . گويد : در آن شب در حالى كه عبد الملك و روح كنار يك ديگر خفته بودند ، نيمه شب قبيصة بن ذؤيب سر زده پيش آن دو
هامش
[ 1 ] . مىبينيد كه خليفگان و دولتمردان مروانى چه اصرارى در بزرگ نشان دادن عثمان مىورزند كه او را جمع كننده قرآن و در اين باره برتر از ابو بكر و عمر مىدانند . موضوع جمع قرآن مسأله‌اى دقيق و مورد اختلاف است كه بايد به كتابهاى مخصوص و كهن مراجعه شود . مناسب است خوانندگان گرامى در اين باره به تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 113 و به مبحث جمع قرآن در كتاب گران سنگ البيان ، به قلم مرحوم آية الله العظمى خوئى قدس سره و به مقدمه كتاب تاريخ جمع قرآن كريم ، به قلم استاد دانشمند دكتر احمد مهدوى دامغانى ، نشر نقره ، تهران ، 1365 ش ، مراجعه فرمايند - م .