تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
( 1 ) محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان بن ابى الزناد ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الملك بن مروان به سال هفتاد و پنج هجرت در مراسم حج شركت كرد . به هنگام بازگشت در مدينه براى مردم بر منبر سخنرانى كرد . پس از آن همچنان كه بر منبر نشسته بود ، خطيبى را بر پا داشت . از جمله سخنان آن روز او درافتادن به مردم مدينه بود . ستيزگرى و بدانديشى آنان نسبت به عبد الملك و آنچه را در جنگ حره انجام داده بودند بازگو كرد و گفت : اى مردم مدينه من دربارهء شما مثلى جز همان شهر كه خداى در قرآن آورده است نيافتم ، كه خداى متعال مىگويد : « خداى مثل شهرى را مىزند كه در زينهارى و آرامش بود ، روزى آن شهر فراوان از همه جا مىرسيد ، به نعمتهاى خدا ناسپاسى كرد ، خداى بر آن شهر جامه گرسنگى و بيم پوشاند به سبب آنچه مىكردند » . [ 1 ] ابن عبد بر زانو نشست و به خطيب گفت : دروغ مىگويى ما چنين نيستيم آيه بعد را بخوان كه خداوند مىفرمايد : « همانا كه آنان را پيامبرى از خودشان آمد ، او را تكذيب كردند و بدان سبب كه ستمگران بودند عذاب فروگرفتشان » . [ 2 ] و ما آن چنان نيستيم كه به خدا و پيامبرانشان ايما آورده امى . همين كه ابن عبد اين سخن را گفت نگهبانان برجستند و با او درافتادند به گونه‌اى كه پنداشتيم او را خواهند كشت . عبد الملك كسى را فرستاد تا نگهبانان را از گرد ابن عبد كنار زدند . هنگامى كه سخنرانى خطيب تمام شد و عبد الملك به خانه رفت ابن عبد را پيش او بردند . و او به هيچ كس پاداش و جامه بيشتر از او نداد - او را از همگان بيشتر جامه و پاداش داد . محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر ، از عبد الرحمان بن محمد بن عبد ما را خبر داد كه مىگفته است * پس از آنكه عبد الملك چنان سخن گفت [ 3 ] و پدرم سخن او را رد كرد . نگهبانان به پدرم هجوم بردند و او را به خانه عبد الملك درآوردند . عبد الملك در حضور شاميان اندكى با او خشونت كرد و چون شاميان بيرون رفتند ، به او گفت : اى پسر عبد ! ديدم چه كردى و من از تو درگذشتم . زنهار كه اين كار را به حاكم ديگرى پس از من انجام ندهى كه بيم دارم آنچه را من تحمل كردم او تحمل نكند . همانا محبوب‌تر مردم در نظر من همين قبيلهء قريش‌اند . همپيمان ما هم در زمرهء خود ماست و تو هم يكى از مايى .
هامش
[ 1 ] . آيه 112 ، سوره شانزدهم - نحل . [ 2 ] . آيه 113 ، سوره شانزدهم - نحل . [ 3 ] . در روايت پيش ملاحظه فرموديد كه خطيب عبد الملك سخن گفته بود نه خود او - م .