تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
( 1 ) داد و رفت . واقدى از ابن ابى سبرة ، از موسى بن ميسره ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الملك بن مروان طواف نخستين خود را به هنگام ورود در مسجد الحرام انجام داد . پس از اينكه نماز طواف را گزارد ، حارث بن عبد الله بن ابى ربيعه به او گفت : پيش از آنكه براى سعى به سوى صفا به روى كنار حجر الاسود برگرد . عبد الملك به قبيصه نگريست . قبيصه گفت : من هيچ يك از اهل علم را نديده‌ام كه كنار حجر الاسود برگردد . عبد الملك گفت : من با پدرم طواف كردم و نديدم كه چنين كند . عبد الملك به حارث گفت : اينك تو از من بياموز همان گونه كه من از تو آموختم و هنگامى كه مىخواستم كنار كعبه بروم و تو نخواستى آن را انجام ندادم . حارث گفت : اى امير المؤمنين هر گونه مىخواهى انجام بده . اين نخستين دانش نيست كه از دانش تو بهره‌مند شده‌ام . محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة ، از عبد المجيد بن سهيل ، از عوف بن حارث ما را خبر داد كه مىگفته است * جابر بن عبد الله را ديدم كه پيش عبد الملك آمد . عبد الملك به او خوشامد گفت و او را نزديك خود نشاند . جابر گفت : اى امير المؤمنين ! مدينه به گونه‌اى است كه مىبينى . با آنكه پيامبر ( ص ) آن را طيبة نام نهاده است ، مردمش محاصره‌اند و به سختى افتاده‌اند . اگر مىبينى . با آنكه پيامبر ( ص ) آن را طيبه نام نهاده است ، مردمش محاصره‌اند . و به سختى افتاده‌اند . اگر امير المؤمنين صلاح بداند رعايت پيوند خويشاوندى ايشان را انجام دهد و حق آنان را بشناسد . گويد : عبد الملك را خوش نيامد و چهره از جابر برگرداند . جابر - كه كور بود و چهرهء عبد الملك را نمىديد - در آن باره پافشارى كرد . قبيصه به پسر جابر كه عصاكش او بود اشاره كرد تا او را خاموش كند . پسر شروع به ساكت كردن او كرد . جابر گفت : واى بر تو با من چه مىكنى ؟ پسر گفت : خاموش باش . جابر لب از سخن فروبست . همين كه جابر از پيش عبد الملك بيرون آمد ، قبيصه دست او را گرفت و گفت : اى ابا عبد الله ! اين قوم اينك پادشاهانند . جابر به قبيصة بن ذؤيب [ 1 ] گفت : چه آزمون پسنديده‌اى است كه خداوند پيش آورده است و براى تو كه اين سرورت سخن تو را گوش مىدهد هيچ بهانه‌اى باقى نمىماند . قبيصه گفت : گوش مىدهد و گوش نمىدهد آنچه را كه موافق طبعش باشد مىشنود ، و اينك فرمان داده است پنج هزار درم به تو پرداخت شود و در اين روزگار دشوار از آن كمك بگير . جابر آن را پذيرفت .
هامش
[ 1 ] . قبيصة متولد به سال اول و درگذشته به سال هشتاد و شش هجرى است . از فقيهان سرشناس و پيوستهء درگاه عبد الملك و مقيم شام بوده است . به الاعلام ، ج 6 ، ص 26 مراجعه شود - م .