( 1 ) به منطقه ذو الحليفه رسيد ، ابان بن عثمان او را گفت كه از محل بيداء احرام ببند . عبد الملك از بيداء محرم شد . [ 1 ]
محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر زهرى ، از ابو عبيد ما را خبر داد كه مىگفته است از قبيصة بن ذؤيب شنيدم كه مىگفت * اين من بودم كه به عبد الملك دستور دادم از بيداء احرام ببندد و محرم شود .
محمد بن عمر از عبد الله بن نافع ، از پدرش ما را خبر داد كه مىگفته است * خود ديدم كه عبد الملك بن مروان پس از آنكه وارد منطقهء حرم شده بود تا هنگامى كه طواف را انجام داد همچنان لبيك مىگفت و پس از آن از گفتن لبيك خوددارى كرد . سپس تا هنگامى كه براى وقوف - در عرفات - از مكه بيرون رفت همچنان لبيك مىگفت . من اين موضوع را به ابن عمر گفتم . گفت : آرى خودم همه چيز را ديدم ، ولى ما فقط تكبير مىگوييم .
محمد بن عمر واقدى از ابن ابى سبرة ، از عبد المجيد بن سهيل ، از گفتهء خود عبد الملك بن مروان به ما خبر داد كه مىگفته است * در مراسم حج خود چهار روز سخنرانى كرده است . روز هفتم ذى حجه و در عرفات و روز پس از عيد قربان و روز دوازدهم .
محمد بن عمر واقدى از ابراهيم بن عبد الله بن ابى فروة ما را خبر داد كه مىگفته است از عبد الله بن عمرو بن اويس عامرى شنيدم كه مىگفت * حاضر بودم و شنيدم عبد الملك بن مروان به قبيصة بن ذؤيب مىگفت : آيا دربارهء هنگام وداع - از كعبه - دعاى مخصوصى را شنيدهاى ؟ قبيصة گفت : نه . عبد الملك گفت : من هم نشنيدهام .
واقدى از ابراهيم بن موسى ، از عكرمة بن خالد ، از حارث بن عبد الله بن ابى ربيعة ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه عبد الملك بن مروان طواف مىكردم . در دور هفتم خود را به خانه نزديك كرد كه به كعبه پناه گيرد . من او را كنار كشيدم . گفت : اى حارث چرا چنين مىكنى ؟ گفتم : اى امير المؤمنين ! مگر نمىدانى نخستين كسى كه اين كار را انجام داد درماندهاى از درماندگان قوم تو بود ؟ گويد : عبد الملك كنار كعبه نرفت و به راه خود ادامه
هامش
[ 1 ] . ذو الحليفه ، نام آبى است كه ميان آن و مدينه شش ميل فاصله بوده است . به مغازى ، ج 1 ، چاپ مارسدون جونز ، پابرگ ص 142 مراجعه فرماييد . بيداء ، منطقهاى هموار و نرم ميان مدينه و مكه و به مكه نزديكتر است . به معجم البلدان ، ج 1 ، چاپ مصر ، 1906 ، ص 326 ميلادى مراجعه شود - م .