تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
( 1 ) عبيد الله بن موسى و عبد الوهاب بن عطاء هر دو از قول اسامة بن زيد به ما خبر دادند كه مىگفته است * هرگز در زمستان و تابستان نديدم كه سالم بن عبد الله بندهاى پيراهنش را ببندد . فضل بن دكين از فطر به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را در حالى كه بندهاى پيراهنش باز بود ديدم . عبد الرحمان بن مقاتل قشيرى كه دايى قعنبى است از قول عبد الملك بن قدامة به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را ديدم كه نماز مىگزارد و بندهاى پيراهنش گشوده بود . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس هم از عبد الملك بن قدامة جمحى براى ما نقل كرد كه مىگفته است * سالم را ديدم كه نماز مىگزارد و بندهاى پيراهنش گشوده بود . همين راوى از عبد الرحمان بن ابى الموال براى ما نقل كرد كه * او سالم بن عبد الله را ديده است كه با بندهاى گشوده از مسجد بيرون آمده است . محمد بن حرب مكّى از خالد بن ابى بكر به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را ديدم بندهاى پيراهن را گشوده مىدارد . محمد بن حرب از خالد بن ابى بكر به ما خبر داد كه مىگفته است * فراوان اتفاق مىافتاد كه سالم بن عبد الله را مىديدم كه در حال احرام پشت خود را در آفتاب برهنه كرده است . عبد الله بن مسلمة بن قعنب از محمد بن هلال براى ما نقل كرد كه مىگفته است * در سفر حج و در راه مكه سالم بن عبد الله را در حال احرام و تلبيه گفتن ديدم كه پشت خود را برهنه كرده بود و ردايش بر رانهايش بود و خود ديدم تابش آفتاب پوست او را سوزانده و كنده بود . معلى بن اسد از وهيب ، از موسى بن عقبة ما را خبر داد كه مىگفته است * همراه سالم بن عبد الله از عمره گزاردن برمىگشتيم به هر كاروانى مىرسيد كه تلبيه مىگفتند او و همراهانش تكبير مىگفتند . عفّان بن مسلم از خالد واسطى ، از مطرف ، از سليمان بن ابى الربيع ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش سالم بن عبد الله رفتم . ديدم نشسته نماز مىگزارد . قيام خود را در حالت چهار زانو و قعود خود را در حالت دو زانو انجام مىداد .