تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
( 1 ) ميان دو انگشت خود قرار داد سپس دو يا سه بار آب دهان بر آن انداخت و آن را كشيد نخ سالم بود و عيبى نداشت . سالم بن عبد الله گفت : اگر من عهده‌دار كار اين غلام بودم او را بردار مىكشيدم . [ 1 ] واقدى از خالد بن قاسم بياضى به ما خبر داد كه مىگفته است * آستينهاى سالم بن عبد الله را ديدم كه تا سر انگشتانش بود . عارم بن فضل از حمّاد بن زيد ، از عبيد الله بن عمر بن حفص ما را خبر داد كه * سالم بن عبد الله قرآن را تفسير نمىكرده است . واقدى مىگويد : سالم بن عبد الله از ابو ايوب انصارى و ابو هريره و از پدر خود روايت نقل كرده است . و از عبد الله بن محمد بن ابى بكر شنيدم از پدرش ، از عايشه نقل مىكرد كه * پيامبر ( ص ) دربارهء بناى كعبه به عايشه فرموده است قوم تو بر همان پايه‌هاى ابراهيم ( ع ) بسنده كردند . سالم بن عبد الله مردى مورد اعتماد و پر حديث و بلند مرتبه و پارسا بود . واقدى به ما گفت عبيد الله بن عمر بن حفص براى من نقل كرد كه * روز عرفه هشام بن عبد الملك به سالم بن عبد الله نگريست و او را فقط در دو قطيفه و تقريباً برهنه ديد كه اندامى ورزيده و پسنديده داشت . هشام گفت : اى ابا عمر ! خوراك تو چيست ؟ گفت : نان و روغن زيتون . هشام گفت : چگونه مىتوانى به نان و روغن زيتون قناعت كنى ؟ گفت : خمير مىكنم و هر گاه اشتها دارم مىخورم . گويد : سالم بن عبد الله همان روز تب كرد و همچنان تب دار بود تا به مدينه بازگشت . محمد بن عمر واقدى از عبد الحكيم بن عبد الله بن ابى فروة به ما خبر داد كه * سالم بن عبد الله در روزهاى آخر ذى حجّه سال يكصد و شش درگذشت . هشام بن عبد الملك هم كه در آن سال با مردم حج گزارده و سپس به مدينه آمده بود هنگام مرگ سالم در مدينه بود و بر جنازه او نماز گزارد . همچنين واقدى از قول افلح و خالد بن قاسم ما را خبر داد كه گفته‌اند * به سبب بسيارى مردم در تشييع پيكر سالم بن عبد الله ، هشام بن عبد الملك در بقيع بر جنازه او نماز
هامش
[ 1 ] . اين روايت را كه در چاپهاى مختلف طبقات هم همين گونه است نفهميدم ، راهنمايى اهل فضل مايه سپاس خواهد بود - م .