تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
( 1 ) خالد بن مخلد از محمد بن هلال براى ما نقل كرد كه مىگفته است * سالم را ديدم كه ريش خود را زرد مىكرد . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از گفتهء ابو الغصن به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم را در حالى ديدم كه موهاى سر و ريش او سپيد بود . فضل بن دكين از فطر به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم را با موهاى سپيد سر و ريش ديدم . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از محمد بن هلال به ما خبر داد كه مىگفته است * من نديدم سالم خضاب كند . معن بن عيسى از خالد بن ابى بكر به ما خبر داد كه مىگفته است * بر سر سالم شب كلاه سپيد و عمامه سپيد ديدم كه دنباله آن از پشت سرش بيش از يك وجب آويخته بود . مسلم بن ابراهيم به ما گفت پيشنماز دار مصقله براى من نقل كرد و گفت * سالم بر تن سالم بن عبد الله پيراهن كتانى يقه گشاده ديدم . خالد بن مخلد از گفتهء داود بن سنان بردهء آزاد كرده و وابستهء عمر بن تميم حكمى به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را ديدم پيراهنى بر تن داشت كه تا نيمه ساق او بود . محمد بن معاويه نيشابورى از عبد الرحمان بن ابى موال براى ما نقل كرد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را ديدم كه پيراهن و رداى كتان مىپوشيد . عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از ايوب براى ما نقل كرد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله بر ما پيشنمازى كرد و نمازگزارد در حالى كه پيراهن و جبه بر تن داشت و بالاى آن ازار بسته بود . محمد بن حرب مكى از ليث بن سعد ، از نافع براى ما نقل كرد كه * سالم بن عبد الله به روزگار زندگانى پدرش در حالى كه قطيفه ارغوانى مىپوشيد سوار مىشد . احمد بن محمد ازرقى از عطّاف بن خالد براى ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را كه داراى شكم بزرگى بود ديدم ، ازارى كوچك و كوتاه و بدون حاشيه مىپوشيد . وكيع بن جراح از كثير بن زيد به ما خبر داد كه مىگفته است * سالم بن عبد الله را ديدم در يك پيراهن كه بندهاى - تكمه‌ها - آن گشوده بود نماز مىگزارد .