تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
( 1 ) گزارد و چون بسيارى مردم را در بقيع ديد به ابراهيم بن هشام مخزومى [ 1 ] گفت : براى مردم مدينه بسيج چهار هزار جنگجو را براى جنگهاى تابستانى مقرر دار . به همين سبب آن سال به سال چهار هزار معروف شد . به هنگام تابستان ، چهار هزار مرد از مدينه كنار سواحل دريا مىرفتند و تا هنگام بازگشت سپاهيان از جنگهاى تابستانى همان جا بودند . ابو سلمة بن عبيد الله بن عبد الله بن عمر گفته است * به روز مرگ سالم بن عبد الله پسرش جعفر را ديدم كه رداى خود را از دوش افكنده و با پيراهن ، پياده حركت مىكند . قاسم بن محمد بن ابى بكر مرا پيش او فرستاد و گفت : به جعفر بگو ردايش را بپوشد . گويد : قاسم بن محمد در آن هنگام كور شده بود ولى به او گفته بودند كه جعفر ردايش را نپوشيده است .

بد الله بن عبد الله

ابن عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزىّ بن رياح بن عبد الله بن قرط بن رزاح بن عدى بن كعب بن لوى . مادرش صفية دختر ابو عبيد بن مسعود بن عمرو بن عمير بن عوف بن عقدة بن غيرة بن عوف بن قسى است كه عوف بن قسى همان ثقيف است . مادر صفيه ، عاتكه دختر اسيد بن ابى العيص بن اميه است و مادر عاتكه ، زينب دختر ابو عمرو بن اميه است . عبد الله بن عبد الله بن عمر اين فرزندان را آورده است : عمر و امة و عبد الحميد و عبد العزيز و عبد الرحمان و ابراهيم و امّ عبد الرحمان كه مادرشان ام عبد الله دختر عبد الرحمان بن زيد بن خطّاب است . امة همسر مختار بن ابو عبيد و مادر ام سلمه دختر مختار است . عبد العزيز هم مدتى حاكم مدينه بوده است . رياح كه مادرش حبّابة دختر عبد الله بن عياش بن ابى ربيعة است . عبد الله بن عبد الله بن عمر وصى پدر خود بوده است . محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبيد الله بن عمر ، و عيسى بن حفص از گفتهء نافع ما را خبر دادند كه * عبد الله بن عبد الله جامهء خز مىپوشيده است و پدرش عبد الله بن عمر دست خود را بر شانه او مىنهاده و بر او تكيه مىداده است و اعتراضى بر جامهء خز پوشيدن او نمىكرده است .
هامش
[ 1 ] . ابراهيم بن هشام مخزومى در آن سال والى مكه و مدينه بوده است . به معجم الانساب ، زامباور ، چاپ مصر ، 1951 ميلادى ، ص 36 مراجعه فرماييد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 316 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد