تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
( 1 ) محمد بن سعد از محمد بن عمر ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * عبد الله بن مطيع به عمر بن سعد بن ابى وقاص مىگفت : حكومت رى و همدان را بر كشتن پسر عمويت ترجيح دادى . عمر بن سعد مىگفت : كارهايى بود كه آسمان مقدر كرده بود ! و من پيش از جنگ براى پسر عمويم اتمام حجت كردم نپذيرفت و چنان شد . چون ابن مطيع از كوفه رفت و از مختار گريخت ، مختار همراه ياران خود به خانهء عمر بن سعد رفت و او را و پسرش را در خانه‌اش به بدترين صورت كشت . محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از يحيى بن عبد الله بن ابى فروة ، از پدرش نقل مىكند كه * چون عبد الله بن مطيع از كوفه بيرون آمد مختار براى ابن زبير نامه‌يى نوشت و در آن نامه از ابن مطيع سخت خرده گيرى و او را به ترسو بودن متهم كرد و نوشت هنگامى كه براى فرمان بردارى از تو به كوفه آمدم ، عبد الله بن مطيع را ديدم نسبت به بنى اميه نرمى و مداهنه مىكند و چون عهد و بيعت تو بر گردنم باقى است نتوانستم اجازه دهم او بر آن حال باشد و او از كوفه بيرون رفت و من و كسانى كه پيش من‌اند همچنان فرمانبرداريم . عبد الله بن مطيع پيش ابن زبير آمد و بر خلاف مختار اظهار داشت و گفت : مختار براى بيعت با محمد بن حنفيه مردم را فرا مىخواند ولى ابن زبير سخن او را نپذيرفت و براى مختار نامه‌يى نوشت كه درباره تو اين جا فراوان سخن مىگويند و گمان من اين است كه تو از آن سخنان برى هستى . ولى آنچه كه مردم مىگويند در دل اثر مىگذارد و اگر به حال نخست و عهد خود برگردى ما از تو مىپذيريم و تو را تصديق مىكنيم و او را همچنان حاكم بر مردم كوفه قرار داد . گويند : عبد الله بن مطيع پس از آن همواره در مكه و همراه ابن زبير بود و سرانجام اندكى پيش از كشته شدن عبد الله بن زبير درگذشت .

عبد الرحمان بن مطيع

ابن اسود بن حارثه بن نضلة بن عوف بن عبيد بن عويج بن عدى بن كعب . مادرش ام كلثوم دختر معاوية بن عروة بن صخر بن يعمر بن نفاثه بن عدى بن ديل بن بكر است . فرزندان عبد الرحمان عبارتند از : هشام كه فرزند ذكورى از او باقى نمانده است و فقط دخترانش باقى مانده‌اند و محمد اكبر و مطيع و عبد الملك و محمد اصغر كه مادرشان ام سلمه دختر مسعود بن اسود بن حارثه بن نضله است . كنيهء عبد الرحمان ، ابو عبد الله بوده است . و برادرشان .