تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
( 1 ) مادر آن دو هم كنيز بوده است . عمرو بن عثمان از پدرش و از اسامة بن زيد احاديثى نقل كرده است . او مورد اعتماد است و احاديثى از او نقل شده است . محمد بن سعد از معن بن عيسى ، از ابو معشر ، از سعيد مقبرى نقل مىكند كه مىگفته است * پسران اصحاب رسول خدا را ديدم كه موهاى خود را با رنگ سياه مىكنند از جمله عمرو بن عثمان بن عفان .

عمر بن عثمان بن عفان

برادر تنى عمرو است . فرزندانش عبارتند از : عثمان و زيد عاصم كه مادرشان كنيز است . عمر بن عثمان از اسامة بن زيد روايت نقل كرده است و زهرى رواياتى را از عمر بن عثمان آورده است . او را در مدينه خانه‌يى بوده و كم حديث است .

ابان بن عثمان بن عفان

برادر تنى عمرو و عمر است . فرزندان ابان عبارتند : از سعيد كه كنيهء ابان هم به نام او و ابو سعيد است ، مادرش دختر عبد الله بن عامر بن كريز بن ربيعة بن حبيب بن عبد شمس است . و عمر و عبد الرحمان و ام سعيد كه مادرشان ام سعيد دختر عبد الرحمان بن حارث بن هشام است . و عمر اصغر و مروان و ام سعيد صغرى كه مادرشان كنيزى است . محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از قول برخى از اصحابش نقل مىكند كه مىگفته است * يحيى بن حكم بن ابى العاص بن اميه كه مردى احمق بود ، از سوى عبد الملك بن مروان حاكم مدينه بود . او بدون كسب اجازه از عبد الملك از مدينه بيرون آمد و پيش او رفت . عبد الملك به او گفت : چه چيزى موجب شده است كه بدون كسب اجازه پيش من بيايى و چه كسى را در مدينه گماشته‌اى ؟ گفت : ابان بن عثمان را گماشته‌ام . عبد الملك گفت : در اين صورت ديگر به مدينه برمگرد . عبد الملك ، ابان را به حكومت مدينه گماشت و فرمان او را نوشت و برايش فرستاد . ابان ، عبد الله بن قيس بن مخرمة را از منصب قضاى مدينه بر كنار كرد و نوفل بن مساحق را بر قضاى مدينه گماشت . ابان هفت سال