( 1 ) بن ربيعة بن فضل بن منقذ بن عفيف بن كليب بن حبشية بن خزاعة است .
عبد الله بن مطيع به روزگار پيامبر ( ص ) متولد شد . او را اموالى بوده از جمله چاهى ميان سقياء و ابواء كه به چاه ابن مطيع معروف است و مردم از آن بهرهمند مىشوند .
محمد بن سعد از عبد الله بن نافع بن ثابت بن عبد الله بن زبير ، از عطاف بن خالد ، از امية بن محمد بن عبد الله بن مطيع نقل مىكند كه مىگفته است * عبد الله بن مطيع در شبهاى فتنه و روزگار يزيد بن معاويه مىخواست از مدينه بگريزد . عبد الله بن عمر اين موضوع را شنيد و بيرون آمد و خود را به او رساند و گفت : اى پسر عمو كجا مىروى ؟ گفت : هرگز از ايشان فرمانبردارى نخواهم كرد . عبد الله بن عمر گفت : اى پسر عمو چنين مكن كه گواهى مىدهم خود از پيامبر ( ص ) شنيدم مىفرمود : هر كس بميرد و بر او بيعت با كسى نباشد همچون مردگان دورهء جاهلى درگذشته است .
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از عبد الله بن جعفر ، از ابو عون نقل مىكند كه مىگفته است * چون حسين بن على از مدينه آمد و آهنگ مكه فرمود از كنار ابن مطيع كه سرگرم كندن چاه خويش بود گذشت . ابن مطيع به حسين ( ع ) گفت : پدر و مادرم فداى تو باد آهنگ كجا دارى ؟ فرمود : به مكه مىروم . سپس به او گفت كه شيعيانش براى او نامه نوشتهاند . ابن مطيع گفت : پدر و مادرم فداى تو باد آن جا مرو و ما را از وجود خويش بهرهمند فرماى . حسين ( ع ) نپذيرفت . ابن مطيع گفت : اين چاه من آماده شده و امروز براى نخستين بار اندكى آب در دلو بالا آمد ، محبت كن و براى بركت آن دعا فرما . فرمود : از آب آن بياور . در همان دلو براى او آب آوردند ، اندكى از آن آشاميد و مضمضه كرد و آن آب را در چاه ريخت كه آب چاه بسيار و شيرين شد .
محمد بن سعد از محمد عمر واقدى ، از عبد الله ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته * است حسين بن على ( ع ) از كنار عبد الله بن مطيع كه مقيم كنار چاه خود بود و تازه به آب رسيده بود عبور فرمود . حسين ( ع ) از مركوب خود پياده شد و عبد الله بن مطيع زير بازوى ايشان را گرفت و بر سرير خود نشاند و گفت : پدر و مادرم فداى تو باد خود را براى ما نگهدار . به خدا سوگند كه اگر اين قوم تو را بكشند ما را به بردگى خواهند گرفت .
محمد بن سعد از محمد بن عمر واقدى ، از اسماعيل بن ابراهيم بن عبد الرحمان بن عبد الله بن ابى ربيعة ، از پدرش نقل مىكند كه * چون يزيد بن معاويه تصميم گرفت در واقعهء حره لشكرهايى به مدينه بفرستد ، عبد الله بن جعفر بن ابى طالب با او دربارهء مردم مدينه
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٦٢