( 1 ) امروز چيزى بنويسيم از علم و انديشه سعيد بن مسيب مطالب بسيارى مىنوشتيم .
محمد بن سعد مىگويد از عبد الله بن صالح ، از ليث بن سعد ، از يحيى بن سعيد براى من نقل كردند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب هر گاه از كنار مكتب خانه مىگذشت مىگفت : اين كودكان مردم پس از مايند .
محمد بن سعد از فضل بن دكين ، از حاتم بن اسماعيل ، از عبد الرحمان بن حرمله نقل مىكند كه مىگفته است * سعيد بن مسيب را در بيماريش ديدم كه همانطور بر پشت افتاده و دراز كشيده نماز مىگزارد و براى ركوع و سجود فقط با سر خود اشاره مىكرد و چيزى بر پيشانى خود نمىنهاد و مىگفت : بيمار در صورتى كه نتواند بنشيند فقط كافى است اشاره نمايد و لازم نيست چيزى بر سر و پيشانى نهد .
محمد بن سعد از خالد بن مخلد ، از سليمان بن بلال ، از عبد الرحمان بن حرمله نقل مىكند كه مىگفته است * پيش سعيد بن مسيب رفتم كه سخت بيمار بود . همان گونه كه بر پشت خوابيده بود براى ركوع و سجده اشاره مىكرد و شنيدم كه در نماز خود سوره و الشمس را مىخواند .
محمد بن سعد از فضل بن دكين ، از سفيان ثورى ، از عبد الرحمان بن حرمله نقل مىكند كه مىگفته است * همراه سعيد بن مسيب در تشييع جنازهيى بوديم . مردى گفت :
براى اين مرده آمرزش خواهى كنيد . سعيد گفت : اين رجز خوان ايشان چه مىگويد . من براى خانوادهام ممنوع كردهام كه رجز خوان براى من رجز بخواند و اعلان كند كه سعيد بن مسيب مرده است . همان كس كه مرا به پيشگاه خدايم مىبرد مرا بسنده است . همچنين منع كردهام كه آتشدان و عود سوز بياورند كه اگر خود پاك باشيم آنچه در پيشگاه خداوند است بهتر از عود و بوى خوش ايشان است . محمد بن سعد مىگويد : ابو مطيع بلخى يعنى حكم بن عبد الله هم ، از عبد الرحمان بن حرمله ، از سعيد بن مسيب همين روايت را نقل مىكند .
محمد بن سعد از معن بن عيسى ، از معاوية بن صالح ، از يحيى بن سعيد ، از سعيد بن مسيب نقل مىكند كه مىگفته است * به خانوادهء خود وصيت كردهام كه چون مرگم فرا رسيد سه مورد را رعايت كنند . رجز خوان از پى جنازهام حركت نكند و آتش و شمعدانى نياورند و براى جمع كردن و رفتن من شتاب كنند كه اگر براى من در پيشگاه خداى من خيرى باشد به مراتب بهتر از چيزى است كه پيش شماست .
محمد بن سعد از وليد بن عطاء بن اغرّ مكى ، از عبد الحميد بن سليمان ، از ابو حازم
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٥٩