تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
( 1 ) همچنين واقدى از عبد السلام بن حفص ، از شريك بن ابى نمر نقل مىكند كه مىگفته است * به سعيد بن مسيب گفتم : در خواب ديدم كه دندانهايم در دستم فرو افتاد و سپس آنان را زير خاك پنهان كردم . سعيد گفت : اگر خوابت راست و درست باشد ، به شمار دندانهايت از افراد خانه و خاندانت را به خاك خواهى سپرد . محمد بن عمر واقدى از ابن ابى ذئب ، از مسلم خياط نقل مىكند كه * مردى به سعيد بن مسيب گفت : در خواب چنان ديدم كه در دست خود ادرار مىكنم . گفت : از خدا بترس كه همسرت محرم تو است . آن مرد دقت كرد معلوم شد ميان او و يكى از همسرانش رضاع صورت گرفته بوده است . ديگرى هم پيش او آمد و گفت : اى ابو محمد چنين در خواب ديدم كه در بيخ درخت زيتونى ادرار مىكنم . گفت : دقت كن بايد همسرت محرمت باشد و او دقت كرد و معلوم شد ازدواجش با يكى از همسرانش بر او حلال نبوده كه محرمش بوده است . همچنين واقدى با همين اسناد روايت مىكند كه * مردى به سعيد بن مسيب گفت : در خواب ديدم كبوترى روى مناره مسجد نشست . سعيد گفت : حجاج با دختر عبد الله بن جعفر بن ابى طالب ازدواج مىكند . و باز واقدى با همين اسناد مىگويد * مردى پيش سعيد آمد و گفت : در خواب ديدم بزى كوهى دوان دوان از گردنه و دروازه درآمد ، گفت : بكش ، بكش . سروشى در پاسخ گفت : كشتم . سعيد گفت : ابن ام صلاء درگذشته است . گويد چيزى نگذشت كه خبر مرگ او رسيد . واقدى مىگويد : ابن ام صلاء يكى از بردگان آزادكردهء مردم مدينه بود كه خبرچينى مىكرد . محمد بن عمر واقدى از عبد الله بن جعفر ، از قول عبيد الله بن عبد الرحمان بن سائب كه مردى از قبيلهء قاره است نقل مىكند كه * مردى از خاندان فهم به سعيد بن مسيب گفت : در خواب چنين ديدم كه در آتش بالا و پايين مىروم . گفت : اگر خوابت راست باشد نخواهى مرد تا بر دريا سوار شوى و بعد هم كشته خواهى شد . آن مرد سوار دريا و مشرف بر هلاك شد و روز جنگ قديد با شمشير كشته شد . واقدى از موسى بن يعقوب ، از حصين بن عبد الله بن نوفل كه از اعقاب نوفل بن عدى بن خويلد بن اسد بن عبد العزّى است نقل مىكند كه مىگفته است * در جستجو و آرزوى فرزند بودم و براى من فرزند متولد نمىشد . به سعيد بن مسيب گفتم : در خواب