( 1 ) سيل حجاف بود ، يعنى سيلى كه در مكه آمد و حاجيان را با خود برد . و چون جسدش را كنار بقيع نهاديم ابان پسر عثمان بن عفان كه در آن هنگام از جانب عبد الملك بن مروان امير مدينه بود آمد تا بر جنازه نماز بگزارد . برادرم به من گفت : نظر تو چيست ؟ گفتم : ابان بدون اينكه از ما بخواهد و اجازه بگيرد نماز نخواهد گزارد . ابان به من گفت : شما سزاوارتر بر جنازه هستيد هر كس را مىخواهيد مقدم بداريد تا بر جنازه نماز بگزارد . گفتيم : خودت پيش برو و نماز بگزار . او پيش رفت و نماز گزارد .
محمد بن عمر واقدى مىگويد * با زيد بن سائب گفتگو كردم و گفتم : عبد الملك بن وهب از سليمان بن عبد الله ، از عوير اسلمى براى من نقل كرد كه در آن روز ابو هاشم عبد الله بن محمد به ابان گفته است : مىدانيم كه امام سزاوارتر است به نماز گزاردن بر جنائز و اگر چنين نبود تو را مقدم نمىداشتيم . زيد گفت : آرى من هم خود شنيدم كه ابو هاشم چنين گفت و ابان پيش رفت و نماز گزارد .
عمر اكبر
ابن على بن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصّى . مادرش ملقب به صهباء است و او ام حبيب دختر ربيعة بن بجير بن عبد بن علقمة بن حارث بن عتبه بن سعد بن زهير بن جشم بن بكر بن حبيب بن عمرو بن غنم بن تغلب بن وائل است . او در زمرهء اسيرانى بوده است كه خالد بن وليد هنگام حمله به بنى تغلب بن وائل است . او در زمرهء اسيرانى بوده است كه خالد بن وليد هنگامى حمله به بنى تغلب در عين التمر اسير گرفته بوده است .
فرزندان عمر بن على عبارتند از : محمد ، ام موسى ، ام حبيب كه مادرشان اسماء دختر عقيل بن ابى طالب است . عمر اكبر خود از راويان حديث است و ميان فرزندان و اعقاب او گروهى از راويان حديثاند كه نام آنان را در طبقه و جاى خود مىآوريم .
عبيد الله بن على
ابن ابى طالب بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصى . مادرش ليلى دختر مسعود بن خالد بن مالك بن ربعى بن سلمى بن جندال بن نهشل بن دارم بن مالك بن حنظلة بن مالك بن سعد بن زيد منات بن تميم است . عبيد الله بن على از حجاز به كوفه و پيش مختار آمد و از