( 1 ) * محمد بن حنفيه را ديدم كه سمت راست شتران قربانى خود را با خون علامت گذارى مىكرد .
فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى هر دو از سفيان ، از سليمان شيبانى نقل مىكنند كه مىگفته است * در عرفات بر تن محمد بن حنفيه تن پوشى از خز زرد ديدم .
ابو معاويه ضرير از ابو اسحاق شيبانى نقل مىكند كه مىگفته است * در عرفات بر محمد بن حنفيه تن پوشى از خز ديدم .
سعيد بن محمد ثقفى از رشدين نقل مىكند كه مىگفته است * محمد بن حنفيه را ديدم عمامهيى خاكسترى تيره بر سر داشت و به اندازهء يك وجب يا چيزى كمتر از آن از پشت سرش آويخته بود .
فضل بن دكين از عبد الواحد بن ايمن نقل مىكند كه مىگفته است * بر سر محمد بن حنفيه عمامهيى سياه ديدم .
قاسم بن مالك زنى از نصر بن اوس نقل مىكند كه مىگفته است * بر تن محمد بن على بن حنفيه ملحفهيى زرد رنگ كه چرك بود ، ديدم .
فضل بن دكين از اسرائيل ، از عبد العزيز بن حكيم ، از ابو ادريس نقل مىكند كه مىگفته است * محمد بن حنفيه به من گفت : چه چيز تو را از پوشيدن جامهء خز باز مىدارد ، پوشيدن آن اشكالى ندارد . گفتم : در بافت آن ابريشم به كار مىبرند .
عبيد الله بن موسى و فضل بن دكين هر دو از اسرائيل ، از عبد العزيز بن حكيم ، از ابو ادريس نقل مىكنند كه مىگفته است * محمد بن حنفيه را ديدم با حنا و كتم خضاب مىبندد . گفتم : آيا على ( ع ) خضاب مىبست ؟ گفت : نه . گفتم : پس تو چرا چنين مىكنى .
گفت : خود را براى زنان جوان مىنمايم .
فضل بن دكين از ابو نعيم خزاز نقل مىكند كه مىگفته است ، از صالح بن ميثم شنيدم كه مىگفت * بر دست محمد بن حنفيه نشان حنا ديدم پرسيدم اين چيست ؟ گفت : بر مادرم خضاب بستم .
محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبه هر دو از سفيان ، از سالم بن ابى حفصة ، از ابى يعلى نقل مىكنند كه * محمد بن حنفيه زلفهاى مادرش را مىآراست و شانه مىكرد .
محمد بن عبد الله اسدى از عبد الواحد بن ايمن نقل مىكند كه مىگفته است * محمد بن حنفيه را ديدم كه با حنا خضاب بسته بود و بر چشمهايش سرمه كشيده بود و عمامهء سياه
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٣٤