تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
( 1 ) گفت : من بر آيين ابو طالبم و چون دانستم چه مىخواهد دست از او برداشتم . و چون مردم بصره شكست خوردند على ( ع ) فرمود : هيچ زخمى و مجروحى را مكشيد و هيچ گريخته‌يى را تعقيب مكنيد و سلاح و مركب كسانى را كه با آن جنگ كرده بودند ميان خودشان تقسيم فرمود و فقط اسلحه و مركوبى را كه از ديگران به عاريه گرفته و جمع كرده بودند تصرف كرديم . محمد بن عمر واقدى از عبد الرحمان بن ابى الموال ، از عبد الله بن محمد بن عقيل نقل مىكند كه مىگفته است * از محمد بن حنفيه شنيدم كه مىگفته : پدرم مىخواست با معاويه و مردم شام جنگ كند . در اين مورد رايتى بست برافراشت و سوگند خورد كه آن را نگشايد تا حركت كند و به سوى دشمن رود . ولى مردم اختلاف نظر داشتند و از اين كار خوددارى كردند و مىترسيدند . على ( ع ) ناچار رايت خويش را جمع كرد و بست و كفارهء سوگند خود را پرداخت . گويد پدرم اين كار را چهار بار انجام داد و من حال او را مىديدم و ناراحت بودم . با مسور بن مخرمة گفتگو كردم و گفتم : آيا تو با پدرم گفتگو نمىكنى كه با اين قومى كه در ايشان خيرى نمىبينم كجا مىخواهد برود . مسور گفت : اى ابو القاسم او براى كارى كه برافروخته شده است خواهد رفت . من با او سخن گفتم ديدم چيزى جز حركت و رفتن را نمىپذيرد . محمد بن حنفية مىگويد : و چون پدرم از ايشان ديد آنچه را كه ديد عرضه داشت : پروردگارا من از ايشان ملول و ايشان از من ملول شده‌ايم . من هم آنان را خوش نمىدارم و ايشان هم مرا خوش نمىدارند . به جاى ايشان چيزى بهتر از ايشان به من ارزانى فرماى و به جاى من بدتر از من براى آنان بياور . محمد بن عمر از عبد الله بن حارث بن فضيل ، از پدرش ، از محمد بن كعب قرظى نقل مىكند كه مىگفته است * در جنگ صفين فرمانده پيادگان سپاه على ( ع ) عمار بن ياسر بود و رايت را محمد بن حنفيه بر دوش مىكشيد . محمد بن عمر از احمد بن خازم ، از عمرو بن شراحيل ، از حنش بن عبد الله صنعانى ، از عبد الله بن زرير غافقى كه در جنگ صفين همراه على ( ع ) بوده نقل مىكند كه مىگفته است * روزى در جنگ صفين ما و مردم شام چنان روياروى شديم و جنگ كرديم كه پنداشتم هيچ كس باقى نخواهد ماند . در همين هنگام شنيدم كسى فرياد مىكشد و مىگويد : اى گروه مسلمانان خدا را خدا را ، بس كنيد چه كسى براى زنان و كودكان باقى خواهد ماند ؟ چه كسى براى مقابله با روميان و تركان باقى مىماند ؟ چه كسى براى مقابله با ديلمان باقى