تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
( 1 ) فاتحه و سوره خواند و سپس بقيه نماز خود را خواند و پس از سلام دو سجده سهو بجا آورد و سلام داد . محمد بن عمر واقدى از اسماعيل بن ابراهيم بن عبد الرحمان بن عبد الله بن ابى ربيعة مخزومى ، از پدرش همچنين ابن ابى ذئب ، از صالح بن ابى حسان و سعيد بن محمد ، از عمرو بن يحيى ، از عباد بن تميم ، از عمويش عبد الله بن زيد و از قول اشخاص ديگر نقل مىكند كه همگى گفته‌اند * در قيام حره پس از اينكه مردم مدينه قيام كردند و بنى اميه را از مدينه بيرون راندند و آشكارا بر ضد يزيد بن معاويه برخاستند و معايب يزيد را آشكار ساختند همگى به سرپرستى عبد الله بن حنظلة راضى شدند و كار خود را به او واگذار كردند . او با ايشان به شرط پايدارى تا مرگ بيعت كرد و گفت : اى قوم از خداى يگانه كه شريكى ندارد بترسيد و به خدا سوگند ما بر يزيد خروج نكرديم مگر آنكه ترسيديم به سبب اعمال او از آسمان بر ما سنگ ببارد . يزيد چنان مردى است كه با مادر و دختر و خواهر همبستر مىشود و باده نوشى مىكند و نماز گزاردن را رها كرده است . و به خدا سوگند اگر هيچ كس از مردم با من همراه نباشد من خود به تنهايى در اين مورد در راه خدا قيام خواهم كرد . مردم از جا برجستند و از هر سو براى بيعت هجوم آوردند . عبد الله بن حنظلة در آن هنگام شبها هم در مسجد مىماند و فقط هر شامگاه جرعه‌يى سويق مىآشاميد و با آن روزه مىگشاد و همه روز روزه داشت و هيچ گاه ديده نشد كه سرش را به آسمان بلند كند و همواره براى اظهار فروتنى سرش را پايين افكنده مىداشت . و چون سپاه شام از ناحيه وادى القرى به مدينه نزديك شدند عبد الله بن حنظله چون نماز ظهر را با مردم گزارد به منبر رفت و خدا را حمد و نيايش كرد و سپس گفت : اى مردم همانا شما به خاطر دين خود خشم گرفته‌ايد و قيام كرده‌ايد اكنون براى خدا سخت پايدارى كنيد تا بدان سبب آمرزش او براى شما واجب گردد و خشنودى او شما را فراگيرد . كسى كه با اين قوم در سويداء بوده است براى من خبر آورده است كه امروز آنان به منطقهء ذو خشب خواهند رسيد و مروان بن حكم هم با ايشان است و خداوند اگر بخواهد به سبب پيمان شكنى او كه كنار منبر پيامبر پيمان بست و شكست ، او را نابود خواهد كرد . مردم فرياد برآوردند و شروع به دشنام دادن به مروان كردند و گفتند : قورباغه پسر قورباغه است . عبد الله بن حنظله آنان را آرام ساخت و گفت : ناسزا گفتن ارزشى ندارد ولى با آنان استوار برخورد كنيد و به خدا سوگند هيچ قومى با راستى و استوارى با دشمن روياروى نمىشود مگر آنكه در پناه قدرت خداوند به نصرت و