تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
( 1 ) خاندان مالك بن نجّار است . و عبد الملك و عبد الله و عبد الرحمان و ام عمرو كه مادرشان ثبيتة دختر نعمان بن عمرو بن نعمان بن خلدة بن عمرو بن امية بن عامر بن بياضة است . پيامبر ( ص ) عمرو بن حزم پدر محمد را بر نجران يمن گماشته بودند و محمد آن جا و به روزگار زندگى پيامبر به سال دهم هجرت متولد شد . پدرش بر او نام محمد و كنيهء ابو سليمان نهاد و اين موضوع را براى پيامبر ( ص ) نوشت . پيامبر ( ص ) براى او نوشتند نامش را محمد و كنيه‌اش را ابو عبد الملك قرار بده و او چنان كرد . عثمان بن عمر و عبيد الله بن موسى هر دو از اسامة بن زيد ، از قول ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكنند كه مىگفته است * عمر بن خطاب همهء پسر بچه‌ها و نوجوانانى را كه نامشان محمد بود يا نام پيامبران ديگر را داشتند جمع كرد و آنان را وارد خانه‌يى كرد تا نام آنان را تغيير دهد . پدران ايشان آمدند و دليل و گواه آوردند كه پيامبر ( ص ) آنها را نام گذارى فرموده‌اند . عمر ايشان را آزاد گذاشت . ابو بكر بن محمد مىگفته است : پدر من هم در زمرهء ايشان بود . محمد بن عمر واقدى مىگويد * محمد بن عمرو بن حزم از عمرو بن خطاب احاديثى شنيده و روايت كرده است و مردى مورد اعتماد و كم حديث بوده است . محمد بن عمر واقدى از مالك ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم ، از قول پدرش ، از پدر بزرگش نقل مىكند كه * او روپوشى از خز به هفتصد درم خريده بوده و آن را مىپوشيده است . محمد بن عمر از عبد الجبار بن عمارة بن عمرو بن حزم ، از عبد الله بن ابى بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكند كه مىگفته است * محمد بن عمرو بن حزم در نبرد حره گروه بسيارى از شاميان را كشت . او به دسته‌هاى سواران ايشان حمله و آنان را پراكنده مىساخت و خود سوار بر اسب و شجاع بود . كسى از مردم شام گفت : اين سوار بر ما آتش زد و بيم داريم كه بتواند با اسب خود بگريزد . همگان با هم به او حمله بريد كه در آن صورت نمىتواند از چنگ همه بگريزد ، هر چند مردى شجاع و با بصيرت است . همگان به او حمله بردند و با نيزه‌هاى خود او را محاصره كردند و او در حالى كه يكى از شاميان با او گلاويز بود در افتاد و هر دو بر زمين افتادند . چون محمد بن عمرو كشته شد مردم از هر سو گريختند و خود را به مدينه رساندند و سواران شام وارد مدينه شدند و شروع به كشتار و غارت كردند .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 189 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد